ایتا دانشگاه     آی گپ دانشگاه     روبیکا دانشگاه
مرکز بهداشت شماره يك مشهد

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بنام خدا

درکنار منبع نوری که نور سبز آبی از خودش متصاعد می کرد نشسته بودند و بحث و تبادل نظر می کردند

جلسه به واسطه دستوری بود که مرخال چند روز قبل اعلام کرده بود، او گفته بود از بین شما یکی باید به سیاره دریاها که هر صبحگاه در افق سومین خورشید مشاهده می شود مهاجرت کند.

این سیاره که بطرز عجیبی می درخشید رنگ فیروزه ای براقی داشت و در پرتو نور ضعیف صبحگاه مانند الماس برق می زد تمامی ساکنان سیارات اطراف را مات و مبهوت خود کرده بود.

برابر اطلاعاتی که از مهاجرین قبل بدست آمده بود  ساکنان آن سیاره  خودشان را پری می نامند و فردی که اعزام می شود باید بخشی از زندگی خود را بین پریان بگذراند و با آنها حشر و نشر کند . دراین جلسه مسائل مختلفی بررسی شد و هرکس هرچیزی که درباره زندگی ساکنان این سیاره می دانست برای روشن شدن بهتر مطلب و توجیه افرادی که قرار است به قید قرعه انتخاب و به سوی آن سیاره فرستاده شوند بیان می کردند.

دلیل این اعزام و اعزامهای قبلی را فقط مرخال می دانست و اعضاء این گروه هم به خودشان اجازه نمی دانند دلیل این کار را از مرخال سوال کنند ، چون تمامی دستورات او همیشه برای ساکنان این سیاره لازم الاجرا بوده است.

مرخال که شخصیتی بسیار بزرگ ، دانا و تواناست اولین کسيست که پای بر این سیاره نهاده است او علی رغم حکم رانی بر این سیاره و ساکنان آن رسم و رسوم تمامی سیارات اطراف را می دانسته و جالب اینکه توان درک زبان تمامی موجوداتی که برروی آن کرات حضور دارند را نیز دارد گوئي حاكم ان سيارات نيز هست.

هرچند هرکدام از افراد سیاره می تواند بصورت حضوری و خصوصی با وی ملاقات داشته باشد و مشکلاتش را با او در میان بگذارد ، ولی او بصورت معمول همانند سایر ساکنان درمجامع حضور نمی یابد و بطور کلی حضوری مشکوک داردگویی همزمان در تمامی مکانها هم حاظر است وهم غائب.

برای اینکه هرکدام از ساکنان این کره بخواهند با اوحرفي بزنند ويا هم صحبت شوند کافی است رو به نور باستند و تمرکز کنند و او را صدا بزنند ، او فوراً حاضر شده و به آنها پاسخ می گوید.

مطالبی که اعضاء گروه بیان داشتند بیشتر به شکل ظاهری ساکنان سیاره دریاها ، جنس و شکل سیاره ، تنوع موجودات ، چگونگی رفتارها و عادات غذایی ، آداب معاشرت ، خطراتی که ممکن است یک تازه وارد را تهدید کند، زبان گفتگوی ساکنان و بسياري از ناشناخته هاي ديگر بود .

بیشتر اطلاعاتی که درآن گردهمایی بیان شد مطالبی بود که توسط مهاجرين قبلي از ان سياره مخابره شده بود.هر چند بسياري از مهاجرين وقتي به ان سياره رسيده اند و تنوع كارها و گرفتاريهاي ان را تجربه كرده اند از مبدا خود و دوستان چشم به راه فراموش كرده و اصلا پيامي منتقل نكرده اند.

از تمام مسائل ناشناخته ان سياره چیزی که بیشتر برای ایشان مهم بود نحوه کسب انرژی ساکنان آن و منبع قدرتی بود که آنها را در مقابل خطرات حفظ می کرد ، برایشان سئوال بود که چه چیزی به ساکنان سیاره نقره فام قدرت حیات می دهد ، هر زمانی که انرژی بدنی آنها تمام می شود چه می کنند؟! چون خودشان از روز اولی که پای در این عالم نهاده اند برای اینکه بتوانند با انرژی کارهای خودشان را پیگیری کنند روزی یکبار در کنار همین منبع نور سبز آبی قرار می گیرند و فقط لحظه ای تمرکز می کنند و سطح انرژی آنها به حد مناسب افزایش می یابد.

دراین زمان مسئول گروه گفت :

دوستان کسی که به سوی سیاره دریاها اعزام می شود در طول زمان 02/0 ثانیه نوری (تقریباً معادل 9 ماهه زمینیان ) خود که درراه رسیدن به آن سیاره است تغییراتی در وجودش رخ می دهد و در طول این زمان همچنان که در حرکت است قیافه ای به شکل پریان ساکن آن سیاره پیدا می کند و از وقتی به آنجا رسید کم کم حرکات آنها را یاد گرفته و تقلید می کند، همانند آنها غذا می خورد ، می خوابد ، دوست می دارد ، انرژی می گیردو ...

دربین این تعجبات و ندانسته ها بدلیل اینکه زمان تعیین شده برای مشخص شدن نام فرد اعزامی رو به پایان بود مراسم قرعه کشی آغاز شد و قرار شد کسی که نام او به قید قرعه مشخص شد در یک ملاقات خصوصی با مرخال تمامی آداب و رفتار مخصوص کره نقره فام را یاد گرفته و جزئیات ماموریت خود را دریافت دارد.

برای شروع قرعه کشی ورد خاصی خوانده شد و همه با هم زمزمه کردند و پس از آن قرعه کشی به شیوه سنتی انجام شد.

قرعه کشی به این صورت بود که تمامی اعضاء گروه بصورت دایره ای به گرد منبع نور می ایستادند و هرکس یک شماره در ذهن خود انتخاب می کرد این عددها به آهستگی بصورت اختصاصی به سرگروه انتقال می یافت و او این اعداد را با هم جمع كرده و از عدد خودش شروع می کند مثلاً اگر عدد درنظر گرفته خودش عدد 100 باشد عدد 100 را برای خودش انتخاب نموده و درجهت چرخش سیارات بدور ستاره ها ده عدد ده عدد برای افراد می شمارد و این شمارش را آنقدر ادامه می دهند تا به عددی برسد که حاصل جمع اعدادی است که گروه انتخاب کرده اند و عدد آخر به هرکس تعلق گرفت سه نفر به عقب بر گشته و او منتخب است . این قرعه کشی چندین میلیون سال است که دراین سیاره رواج دراد . هیچ کس تاکنون اعتراضی به این روش نداشته است. البته بعداز آنکه نتیجه قرعه کشی معین شد نتیجه به مرخال اعلام می شود واوست كه دستور نهائي را صادر ميكندو او خودش در تمامی مراحل نظارت دارد. .

هرچند اعضاء گروهها او را نمی بینند ولی او همه را می بیند و هرزمان در هر کار آنها می تواند دخالت کند و اعضاء دائماً حضور نامحسوس او را بربالای سر خود احساس می کنند.

نتیجه قرعه کشی مشخص شد و قرعه بنام مرچالین افتاد و مرچالین هم علی رغم دغدغه خاطری که داشت و اضطرابی که او را فرا گرفته بود چون این نوع قرعه کشی را کاملاً عادلانه و زیر نظر مرخال عادل می پنداشت و قبول داشت هیچ اعتراضی نمی کرد.

افراد گروه یکی یکی با مرچالین خداحافظی کردند واز گرد منبع نور پراکنده شده و به دنبال کار خودشان رفتند و او تنها مانده و منبع نورانی با نورهای سبزآبی که مامن و پناهگاه همیشگی او بود او لحظه ای به نور خیره شده و تمرکز کرد که ناگهان مرخال را در مقابل خودش دید مرخال از او پرسید : آیا برای مسافرت و مهاجرت حاضری که مرچالین با فرکانسی لرزان جواب داد بله البته ، فقط قدری از وظیفه خودم ، زمان این مهاجرت ، سرنوشتم پس از مهاجرت آگاه نیستم و دوست دارم اطلاعاتی بدست آوردم .

مرخال گفت : ناراحت نباش از زمانی که مهاجرت تو شروع شد سعی کن ارتباط فرکانسی خودت را با من حفظ کنی و رمزهایی را به تو می دهم تا در مواقع مشکل و گرفتاری با آن کد رمزها با من ارتباط برقرار کنی و در کل زمانی که در بین ساکنان آن سیاره هستی سعی کن با ساکنانش مهربان باشی و به آنها هم دائماً توصیه کن تا با هم مهربان باشند و از کدرمزهایی که به تو دادم تعدادی را به آنها بده تا اگر دوست داشتند بتوانند با من ارتباط برقرار کنند.

آخر تمام آنها را من به آن سیاره فرستاده ام و کدهایی را هم دراختیارشان قرار دادم تا با من ارتباط برقرار کنند ولی متاسفانهاكثر انها بدلیل مشغله فراوان کدرمزهارا فراموش کرده اند و یا به خیال خودشان جایگزینی را برای کدها پیدا نموده اند ولی با کدهای قلابی كه نمی توانند با من ارتباط برقرار کنند.

همچنین کل زمانی که تو ماموریت داری برروی کره نقره فام باشی کمتر از دو ثانیه نوری است و پس از پایان ماموریت ما ترتیبی می دهیم که به نزد خودمان بیایی و نزد سایر افراد گروه روزگار بگذرانی .

حالا اگر آماده ای مهاجرت خود را شروع کن . مرچالین همبرگشه و بادوستان هم گروه و سایر مواد و اشیاء و نورهای پیرامون خود خداحافظی کرد و تمرکز کرد تا مهاجرتش آغاز شود.

(بر بیکرانه سیاره نقره فام دریاها )..... تا چشمانش را باز کرد خودش را در میان اقیانوس بیکرانی در میان دستهای یک پری دریائی حس کرد که او را محکم به خودش چسبانيده بود.

هرچند فرکانسهای منتشر شده از لبهای پری دریایی از یک طرف و فرکانسهای منتشر شده از مرچالین از دیگر سوبه هیچ عنوان برای طرفین قابل درک نبود ولی از نحوه درآغوش گرفتن پری دریایی مرچالین احساس بسیار خوبی داشت.او احساس ميكرد در آغوش مرخال بزرگ جاي گرفته است و ارزوي چندين ساله اش بر آورده شده است او دائما دوست ميداشت كه براي يك بار هم كه شده مرخال را در اغوش بگيرد و يا حتي او را از نزديك لمس كند ولي ابهت مرخال انقدر زياد بود كه نگاه به وي هم براي او و دوستانش ساده نبود چه رسد به آن كه او را لمس كنند.

روزها که شعاع سومین خورشید بر گستره دریا پهن می شد پری دریایی برای مرچالین با حریرهایی که چندی قبل از طرف موجودات ساکن دریا که به پاس قدردانی از مهربانی های او به وی بخشیده شده بود سایه بان درست می کرد و در شب هنگام که هوا سرد می شدو دریا متلاطم می گشت حریرها را چونان محافظي امن به دور او می بست و او را نیز محکم درآغوش خود می کشیدو برايش لالائي ميخواند .هر چند مرچالين معني اين اصوات را نميدانست ولي ان را بسيار دوست ميداشت.

روزها و شبها به همین منوال می گذشت و مرچالین بزرگ و بزرگتر می شد و کم کم قادر می شد برخی از فرکانسهای تولید شده توسط پری دریایی را درک کند. و از طرف دیگر می توانست با اصواتی منظور خودش را به مادرخوانده خود بفهماند.

وقتی مرچالین احساس گرسنگی می کرد پری دریایی انگشت کوچک دست راستش را که بسیار نرم و زیبا بود در دهان مرچالین می گذاشت و او بعد از چند لحظه احساس سیری می کرد و انرژی از دست رفته اش دو باره تجدید میشد.

هر روز که می گذشت اصوات طرفین برای همدیگر قابل درک تر می شود و هردوطرف احساس می کردند چقدر همدیگر را از روز قبل بیشتر دوست دارند و چقدر به هم نزدیک هستند. علی رغم احساس آرامشی که مرچالین در نزدیک و آغوش پری دریائی میکرد ولی مادر خواندهاش دوست داشت او محیط بزرگتری را هر روز تجربه کند تا کم کم بتواند در این دریای متلاطم به تنهائی روزگار بگذراند او مرچالین را به روی تختی که از حریر برای او درست کرده بود قرار می داد و برروی گهواره امواج رهایش می کردتا بر روی این امواج تا تیررس چشمش از او دور شود سپس خودش شنا کنان بدنبالش حرکت میکرد تا اینکه به او میرسید او را در آغوش میگرفت و نوازشش میکرد و دو باره بر گهواره امواج رهایش میکرد این کار برای مرچالین بسیار لذت بخش بود.

یک روز که تقریباً از زمان رسیدن مرچالین6 ماه گذشته بود پری د ریایی مرچالین را مثل همیشه بر روی گهواره امواج رها کرده و خودش در اطراف مشغول صحبت با دیگر پریان دریایی شده بود که کم کم امواج دریا تخت حریری مرچالین را به کنار ساحل دریا رساند .درآنجا مرچالين كه پاهايش به ماسه هاي نرم و مرطوب كنار ساحل رسيده بود براي خودش دست و پا مي زد و از اينكه شرايط متفاوتي براي او ايجاد شده بسيار لذت مي برد . تا اينكه درحين بازي او متوجه شد شي سفيد رنگي بين انگشتانش گير كرده است آن را جلوي صورت آورد و خوب به آن نگاه كرد و دراين فكر بود كه اينها چيست ؟ چه كاربردي دارند واصلاً براي من مي توانند مفيد باشند يا نه .. كه درهمين حين پري دريايي كه از نبود مرچالين درنزديك خودش به شدت نگران بود سررسيد و از اينكه ديد مرچالين در صحت كامل است بسيار خوشحال شد ، فوراً او را درآغوش گرفت و نوازشش كرد و او را بوسيد و از خطراتي كه يك پري كوچولو را دراين دريا تهديد مي كند ا و را آگاه كرد.

مرچالين دستش را كه حاوي شي سفيد بود به پري دريايي نشان داد و به نشانه اينكه اينها چيست اصواتي را از دهانش ادا كرد و پري دريايي با خوشحالي جواب داد كه اين اشياء مرواريد نام دارند .

كم كم مرچالين و پري دريايي از اصوات هم دركهاي متقابلي داشتند ومي توانستند حرف همديگر را كمي بفهمند و بيشتر اين مرچالين بود كه نوع صحبت كردن پري را مي آموخت و هر روز از روز ديگر آموخته هايش بيشتر مي شد و پس از اين ارتباط كلامي رابطه اينها از قبل هم بهتر شد هرچند قبلاً هم ارتباط عاطفي بين اين دو از طريق نگاهها و درآغوش گرفتن ها بسيار گرم و صميمي بود.

پري دريايي يك رشته نخ حرير سفيد كه خيلي محكم و زيبا بود برداشته و مروارید زيبا را به آن متصل كرد و آن را به گردن مرچالين انداخت و به او گفت : بايد خيلي مواظب مرواريدت باشي . چون ممكن است خيلي از موجودات در اين درياي بزرگ باشند كه دوست نداشته باشند اين مرواريد به گردن تو باشد ولي تو بايد هم ازاین مراقبت كني و هم سعي كني روزها در كنار ساحل در بين ماسه هاي نم دار و نرم دنبال مرواريدهاي ديگري بگردي چون از قديم دراين دريا رسم بوده كه هركسي توفيق داشته باشد از اين مرواريدهایکی پيدا كند حتماً تعداد بيشتري هم پيدا خواهد كرد تا تعداد مرواريدها به 20 عدد برسد و وقتي اين تعداد مرواريدرا پيدا كرد يك گردنبند بسيار بسيار زيبا و سفيد خواهد داشت.

گردنبند سفيد چيزي است كه تمامي پريان دوست دارند چون ابزاز قدرت آنهاست . هركس دراين دريا زندگي كند ولي نتواند 20 عدد مرواريد براي خودش بيابد فوري نابود مي شود.

مرچالين هر روز كه آفتاب طلوع مي كرد و ساحل دريا را روشن مي نمودبا کمک پری مهربان به ساحل دريا مي رفت و در بين ماسه ها دنبال مرواريد هاي ديگر مي گشت و هرچه مي گذشت توانايي او براي يافتن مرواريد زيادتر مي شد .این کار برای اومثل تمامی بچه ها بسیار لذتبخش بودهمه بچه ها بازی کردن در میان شن و ماسه نرم را خیلی دوست دارند مخصوصا اگر بدانند که پدر و مادرشان از این کار انها ناراحت نمیشوند .

حاصل این بازی و گردش دو تامرواريد ديگر و چندي بعد چندتای ديگر بود و كم كم عدد مرواريدها به 19 رسيد و هركدام را كه پيدا مي كرد به گردنبند مرواريدي زيباي خودش آنها را اضافه مي كرد و پري دريايي از اين موفقيت مرچالين خوشحال و خوشحاتر مي شد.

وقتی که از زمان یافتن اولین مروارید دو سال گذشته و توانائی مرچالین افزایش یافته بودبه گونهای که برای رفتن به ساحل و برگشتن به خانه احتیاج به کسی نداشت مشغول بازي در ساحل دريا بر روي ماسه هاي نرم بود دستهاي كوچك خود را زير ماسه هاي مي برد و دوباره آنها را بالا مي آورد و مقداري از ماسه ها را جابجا مي كرد كه يكبار ديگر خوشحالي سراسر وجودش را گرفت و برقي در چشمانش پديدار گشت ، چون آخرين مرواريد گردنبند خودش را پيدا كرده بود ، مرواريدي سفيد ، زيبا و قدري از مرواريدهاي قبلي بزرگتر كه روي آن شيارهاي زيبا نقش بسته بود كه او مي توانست بسيار خوب آن را برروي گردنبند خود نصب كند.

خوشحالي او از اين بابت بود كه بعداز پيدا كردن آخرين مرواريد قبليدو سال مي گذشت و پري دريايي كه همدم و همراه و تقريباً همه كاري او بود مي گفت بايد يك مرواريد ديگر پيدا كني كه گردنبندت تكميل شود تا هم قدرتت كامل شده و هم زیبائیت افزون گردد.

پري دريايي روزها و ماهها به همراه مرچالين در ساحل دريا به دنبال مرواريد گشته بودند ولي نتوانسته بودند آنرا بيابند.

خوشحالي مرچالين بدين سبب بود كه هم گردنبندش كامل شده و ديگر براي او و گردنبندش عيب نيست واو مي تواند در تمامي مراسمات پريان دريايي با خيال راحت شركت كند و هم مي تواند مادر خوانده اش را بسيار خوشحال كند.

مرواريد را به هرجور كه بود به گردنبند خود وصل كرد و آنرا به گردن آويخت و دوان دوان به سوي پري دريايي روان شد ، هنوز چند قدمي نرفته بود كه صداي پري دريايي از پشت سر او را سرجايش ميخكوب كرد ، آخر مرچالين از فرط خوشحالي داشت اشتباهي مي رفت و به جاي اينكه به طرف كلبه خودش نزديك شود از آن داشت دور مي شد كه با فرياد پري به اشتباه خودش پي برد و راه رفته را بازگشت و به طرف پري حركت كرد و در يك چشم به هم زدن به رسم احترام هميشگي جلو پري ايستاد.

رسمي كه پري دريايي به او آموخته بود اين بود كه هرگاه بزرگتري از كوچكتري خواسته اي داشت و كوچكتر توانسته بود با موفقيت آنرا انجام دهد و يا وسيله اي را براي بزرگتر آورده بود ،دست راستش را بالا مي بردو شئيي كه براي بزرگتر آورده بود به آن دست گرفته و به طرف او دراز مي كرد و دست چپش را بالاي سر برده و بر روي سرش مي گذاشت ، پاي چپ را عقب و پاي راست را كمي جلوتر نگه مي داشت و مقداري هم بطرف جلو خم مي شد و تا بزرگتر اجازه نمي داد لب به سخن نمي گشود . ولي اگر وسيله اي در دست نداشت و فقط كاري راانجام داده بود هر دودست را روي سر مي گذاشت و پاها را به حالت قبل درمي آورد.

وقتي مرچالين جلو پري دريايي ايستاد و رسم ورسوم احترام را اجرا كرد پري اجازه داد هرچه زودتر سخن بگويد آخر از چهره مرچالين خوانده بود كه با هميشه متفاوت و خوشحاتر است . واو مي خواست هرچه سريعتر رمز و راز اين خوشحالي را دريابد.

خود پري دريايي هم از خوشحالي مرچالين آنقدر خوشحال شده بود كه دست راست مرچالين كه به علامت احترام جلو او دراز شده بود را نديد و همچنين متوجه نشد كه عدد مرواريدهاي گردنبند او يكي اضافه تر شده است.

پري دريايي نگاهي به گردنبند انداخت و از اينكه آخرين مرواريد پيدا شده بود خوشحال بود ولي واقعه اي كه بنظرش بسيار عجيب و غير منتظره بود برايش بسيار بهت انگيز و ناراحت كننده بود او گردنبند را چندين بار زير و رو كرد و سري را به علامت ناراحتي جنباند .

از اين كار پري مرچالين هم مات و مبهوت شد و چون معني آنرا نمي دانست بر تعجب او افزوده مي شد.

چرا او آنقدر ناراحت است ؟!

مگر من اشتباه يا قصوري كرده ام ؟!

يا اتفاقي برايش افتاده ؟!

تمام خوشحالي من براي آن بود كه توانسته ام او را خوشحال و شادمان كنم.

با خودش كلنجار مي رفت كه آيا به روي خودش بياورد و از او بپرسد علت ناراحتي اش را يا به روي خودش نياورد و انگار نه انگار .هرچه فكر كرد نتوانست بي توجه به ناراحتي پري به حرف خودش ادامه دهد وديده ها را نديده بگيرد چون اين دو چندين وقت است كه همدم همديگر و شريك در غم و شادي همديگرند.

دل را به دريا زد و علت ناراحتي را از پري سئوال كرد و پري هم خواست ناراحتي خود را پنهان كند ولي نتوانست آنرا از ديده مرچالين دور نگه دارد هي به گردنبند نگاه كردو و هي قد وقواره مرچالين را برانداز نمود.

نهايتاً او هم نتوانست اندوه خود را پنهان كند با حالت غمگین به مرچالين نگاه كرد. اين آخرين مرواريدي كه پيدا كردي با سايرين مقايسه كن ، هرچه به طرف مرواريدهاي اولي پيش مي روي چه تفاوتي درآن مي بيني ؟ مرچالينن نگاهي به گردنبند كرد و ناگهان متوجه منظور پري شد و علت ناراحتي او را دريافت . خودش هم زد زير گريه و پري هم گريه كرد.

مرواريدهاي اولي كه بر روي گردنبند او جاي گرفته بودند در مقايسه با مرواريدهاي بعدي مخصوصاً اين آخري قهوه اي و نزديك به سياه به نظر مي رسيد ولي متاسفانه مرچالين و پري خانم از شوق يافتن آخرين مرواريد توجهي به سايرين نكرده بودند و حالا آخرين را يافته و خيالشان جمع شده و متوجه شدند كه مرواريدها دارند يكي يكي قهوه اي و سياه مي شوند و از دست اين دو هم هيچ كاري بر نمي آيد تا از تغيير رنگ مرواريدها جلوگيري كنند .

يكي از شاخصه هاي اصلي مرواريد سفيدي و درخشندگي آن است و بيشتر با آن شناخته مي شود و اگر هركدام از اين شاخصه ها را از آن بگيرند مرواريد با قطعه اي سنگ بي ارزش برابر خواهد شد. حتي از سنگ هم كم ارزش تر چون سنگ هررنگ و جلايي كه دارد متعلق به خود آن است ولي مرواريد رنگ باخته و ويا رنگ پذيرفته از خوي خود خارج شده و خودي ديگر شده و حتي آن استقامت اوليه را ندارد و كم كم از هم پاشيده و از بين خواهد رفت.

پس از لحظه اي گريه و زاري كه اين دو يار ، اين مادر و دختر صميمي با هم كردند فكري به ذهن پري دريايي رسيد و گفت : دراين درياي بي كران در دور دستها ،درميانه دريا يك پري مهربان ، باهوش و ذكاوت هست كه او را شاه پريان مي نامند و هر زمان كه براي ساكنان اين دريا مشكلي ايجاد مي شود مشكل را نزد او بازگو مي كنند و او با مهرباني آن را رفع مي كند واگر خودش نتواند كاري انجام دهد به كارگزاران خودش مي گويد تا آن مشكل را حل كنند. خوب است ما هم گردنبند تو را پيش او ببريم شايد بتواند راز اين مسئله را بگشايد و اندوه و ناراحتي ما را به خوشحالي مبدل سازد.

در اين زمان ناگهان مرچالين به ياد مرخال و كدهاي رمزي كه به او داده بود افتاد كه گفته بود هر مشكلي كه برايت اتفاق افتاد بدون معطلي با اين كدها با من ارتباط برقرار كن اگر کد ها را درست بیان کنی حتمابه یاریت می شتابم و توسط مامورینم در ان سیاره تو را کمک می کنم . هرچه سعي كرد نتوانست آن كدها را بياد بياورد . باز هم تمرکز کرد و به طرف نور خورشید که در حال غروب کردن بود متوجه شد چند تا از اعداد میانی کدرا بیاد اورد ..9-1-...ولی اعداد طرفین را نتوانسط به یاد آورد "کدی که مرخال به او داده شامل پنج عدد بوداعداد -26-12-9-1-25-که بر اساس شماره قرار گرفتن حروف مرخال بر روی جدول الفباتنظیم شده بود "برای همین قصه دار و ناراحت دوباره سعی کرد که ناگهان از بین پرتوهای طلائی خورشید صدای مرخال را شنید که او را صدا میزد و علت ناراحتیش را می پرسید مر چالین هم فورا موضوع را بیان کرد .مرخال گفت ناراحت نباش فورا به نزد شاه پریان که از عوامل و کارگزاران خود من بر روی ان سیاره است برو او کمکت میکند .

مرچالین هم فریاد زنان به نزد پری دریائی باز گشت و خواهش کرد که هرچه زودتر به نزد شاه پریان برویم تا مشکل را حل کند او گفت مرخال این دستور را از میان شعاع خورشید صادر کرده است و این حرف او برای پری چندان قابل درک نبود ولی او آن را به حساب ذوق زدگی مرچالین که برای مشکلش راه حلی پیدا شده بود گذاشت و به گفتن همین که باشد برویم اکتفا کرد .

"مرچالین و چری حق داشتند ناراحت شوند چون دراين دريا مرواريد براي گردن دختران مثل مرچالين آنقدر مهم است كه اگرد ختري گردنبند مرواريد نداشته باشد و يا مرواريد گردنبند او سياه و قهوه اي باشد ممكن است مجبور شود تا آخر عمر خود را در كلبه خودشان زندانی کند و اصلاً آفتابي نشود و آنقدر قصه بخورد تا از قصه دق مرگ شود. اصلاً اگر مرواريد نباشد او نمي تواند هیچ کاری را انجام دهد و براي همين تمام پريان به فرزند خوانده هاي خود مي آموزند كه گردنبند مرواريد سفيد هم اندازه زندگي آنها اهميت دارد."

پس از غروب خورشید هر دو با ناراحتی ولی دلی پر از امید به کلبه خودشان رفتند و به فردا فکر میکردند

شب به همین فکر و خیالات سپری شد تا اینکه خورشید بار دیگر سر از افق برآورد و به همه ساکنان سیاره دریا با احترام سلام کرد پري و مرچالين اسباب و اثاثيه سفر را برداشته و به سمت قصر شاه پريان حركت كردند.

همچنانكه شناكنان به سمت روزنه اميد خود در حركت بودند در راه از پريان رهگذر سمت درست حركت را سئوال مي كردند و آنها با مهرباني راه را نشانشان مي دادندآن دو دست در دست با قلبی سرشار از امید به آن سمت حركت مي كردند در بين راه كه مي رفتند خورشيد از بالاي سرشان مي تابيد و هم بدنهايشان را گرم مي كرد و هم راهشان را روشن می نمود.

غروب خورشید کم کم نزديك مي شدولي اين دو همچنان شناكنان بدون راه دادن خستگي به بدنشان به حركت ادامه مي دادند. حالا تقريباً به ميانه هاي دريا رسيده بودند و كيلومترها از كلبه خود دور شده بودند ولی اثری هم از قصر شاه پریان پیدا نبود .

با خوشان فكر مي كردند اگر نشانه هايي كه در بين راه بگذارند و براي خودشان انتخاب كنند تا در زمان بازگشت به راحتي راه خود را پيدا كنند بسيار خوب خواهد بود ، ولي هرچه به اطراف نگاه مي كردند هيچ نشانه ثابتي را نمي توانستند بيابند.

از آنجايي كه دريا بسيار بزرگ و وسيع است و تمامي اشیائی كه درآن قرار بگيرند درآن شناور مي شوند و گرداگرد اشیا را اب فرا میگیرد و هیچ چیز قابل تشخیص نیست حتی جهت ها نیز قابل تشخیص نیستند اگر كسي در دريا قرار بگيرد و دور خودش چرخي بزند امكان اينكه بتواند مسير خود را بيابد تقريباً غير ممكن است.

تنها دريا نوردان و ملواناني كه كارشان در درياست و يا غواساني كه هر روز به طمع صد مرواريد تن به دريا مي زنند براساس نشانه هايي كه اجرام آسماني از جمله خورشيد ، ماه و ستارگان است مي توانند راه خود را بيابند.

كم كم غروب شده بود و در گرگ و ميش هوا مرچالين وپري كه قادر نبودند مسير خود را از نامسير بازشناسند اجباراً توقف كردند و به انتظار طلوع ماه نشستند .

وقتي آن دو از حركت باز ايستاده بودند به يكباره پري مهرباني را ديدند كه به سمت آنها درحركت است نزديك ونزديكتر شد . احترام گذاشت و آنها نيز به او احترام گذاشتند او ماجرا را پرسيد و آنها بصورت خلاصه ماجرا و هدف از حركتشان را براي او تعريف كردند او هم از آنها خواست تا طلوع ماه و امكان حركت، به كلبه او كه در همين نزديكي است بروند و آنها كه هم بسيار خسته شده بودند پذيرفتند و به كلبه پري رفتند . او در حين اينكه از آنها پذيرايي مي كرد تقاضا كرد كل ماجرا را براي ا و شرح دهند و مرچالين هم از سير تا پياز را براي او تعريف كرد و او هم خاطرات دوران نوجواني خودش و مشكلات اين چنيني كه براي او پيش آمده بود را جهت عبرت آموزي براي مرچالين بازگو كرد.

او گفت در دريا علاوه بر پريان ، ديوان هم تردد مي كنند و اگر كسي راه را نتواند از بيراه بشناسد او را دردام خود گرفتار مي كنند و براي همين هم بايد يا در زير نور خورشيد حركت كنيد يا در شبهايي كه مهتابي است به راه خودادامه دهيد و خودش با حساب روزها وماهها معلوم كرد كه امشب شانزدهم ماه و يكي از مهتابي ترين شبهاست . چون شبهاي مياني ماه ( 13،14،15،16 ) ماه بصورت بدر كامل و بيشترين زمان و ميزان نوردهي را دارد و همچنين در خصوص منبع نور ماه وخورشيد و ....مطالبي را هم براي دانستن مرچالين وهم براي سرگرم كردن او بيان كرد.

پس از قدری استراحت در کلبه آن یار مهربان ماه طلوع كرده و دريا را روشن كرده بود ، پري و مرچالين از دوست جديد خودشان تشكر كردند و دوباره باقوت و قدرت به طرف كلبه آرزوي خود به راه افتادند.

همچنانكه نور ماه به بدنشان افتاده بود سايه آنها چند متر جلوتر در ديدشان قرار داشت وقتي آنها سايه خودشان را درآب ديدند متوجه شدند كه چقدر شبيه همديگرند فقط يكي بزرگ و ديگري كوچكتر است ولي از نظر تناسب قد و قواره وشكل و شمايل شبيه همديگر هستند گويي اين دو پري از روز اذل با همديگر زاده شده اند و يا يكي را از روي ديگري رونويسي كرده اند.

همچنانكه ماه در آسمان مي درخشيد ستارگان نيز چشمك زنان خودنمايي مي كردند و هر چندتا از آنها دور همدیگر جمع شده و شکل خاصی به خود داده بودند که از روی شکل این ستارگان میشود مسیرها را شناسائی کرد مثلا چند ستاره که دور همدیگر جمع شده و شکل یک ملاقه را می سازند همیشه قسمت سر ملاقه به طرف شمال است و اگر فاصله دو ستاره سر را پنج برابر شود به ستاره شمال میرسد . و یا اینکه مجتمع ستارگان بادکنکی همیشه دمشان به طرف جنوب است و چندین مجتمع دیگر به همین شکل ..جالب اینکه این جهت ها همیشه ودر همه جا ثابت است بر همین اساس پری مادر با توجه به آموخته هایی که از گذشتگان خود داشت هم مسیر را بر اساس ستارگان شناسائی میکرد وهم به پری کوچلو آموزش مسیریابی میداد . این کار هم خستگی آنها را میکاست و هم آنها را متوجه گذشت زمان نمی کرد .

كم كم هوا داشت روشن مي شد و خورشيد پس از يك استراحت شبانه دوباره پاشنه كفش هاي خود را بالا مي كشيد و سفيران طلايي خود را كه خبر از صعود زودهنگام او مي دادند به بالاترين ستيغ كوه هامیفرستاد.

دو پري خسته و اميدوار همچنان در زير شعاع صبحگاهي خورشيد به طرف قصر شاه پريان درحركت بودند و در بين راه دوباره براي اطمينان بيشتر مسير را جويا شدند و به آنها گفته شد كه تا مقصد مورد نظر چند لحظه اي بيشتر نمانده است . و آنها هرچند خسته و كوفته بودند ولي به شوق ديدار شاه پريان لحظه شماري مي كردند و محكم تر از قبل شناکنان به حرکت خود ادامه می دادند.

از دور منظره با شكوهي كه جلال و جبروت ملكه دريا ها و شاه پريان را نشان مي داد نمايان شد و اكنون اين دو پري مطمئن شدند كه راه را درست آمده اند و دريك چشم بهم زدن خودشان را به پشت درب قصر رساندند.

پشت درب قصر از پريان زيادي كه از اقصي نقاط دريا براي حل مشكلشان به اين نقطه مسافرت كرده بودند غلغله اي برپا بوده و هرچند نفري كه با هم آمده بودند براي مشكل خود گفتگو مي كردند. برخي از توانايي او در حل مشكلات و برخي ديگر از راهنمايي استادانه پادشاه كه در مراجعات قبلي شاهد آن بودند انگشت به دهان بودند.

پس از بازشدن درب قصر يكي يكي به همان ترتیبی که آمده بودند به درون قصر فرا خوانده مي شدند و چند لحظه بعد با خوشحالي از درب ديگر خارج مي گرديدند گوئی کسی که که حلال مشکلات است در درون این بارگاه با شکوه مسکن گزیده است .

نوبت اين دو پري رسيد ، نگهبان درب قصر نام اين دو و مشكلشان را پرسيد كه پري مادر در ابتدا نام خود را مادپري و نام پري دختر را مرچالين اعلام و مشكل را هم تیره شدن مرواريدهاي گردنبند مرچالين بيان كرد . نگهبان نوشته اي بر روی صدفهای دریائی با قلمی مخصوص و زبان خاصی حک کرد وبه آنها داد و به طرف سرسراي قصر كه بسيار با شكوه بود راهنماييشان كرد.

کف قصر از سنگهاي بسيار زيبا و نقش دار و ديوارها از گل و بوته هاي پیچ در پیچ كه برروي سنگ حك شده بودو بطور زيبايي رنگ آميزي گردیده ساخته شده بود.

بعداز سرسرا وارد راهرويي شدند كه در ابتداي آن دو نگهبان ايستاده و با خوشرويي مراجعين را راهنمايي مي كنند.

كف اين سالن نيز از مرمر سبز و بدنه آن با نگين هاي ياقوت تزئين شده بود نور پردازي راهرو آنقدر زيبا ودلنشين بود كه هر مراجعه کنندهای را از خود بی خود میکرد و کم مانده بود که مشکلشان را فراموش کنند این نگین ها نور خورشيد را به رنگهاي قرمز و سبز به اطراف مي پراكند ند و منظره زیبائی را بوجود می آوردند .

بعداز اين راهرو سالن بسيار بزرگي بود كه ستونهاي سنگي زيبا و پهن سقف را در ارتفاع زیاد برروي خود نگه داشته بود و خود اين ستونها عظمت و شكوه شاه پريان را به هر مراجعه كننده اي گوشزد مي كرد.

در ته اين سالن بزرگ تخت بسيار زيبائي كه با بهترين جواهر و مرواريد خاتم كاري شده بود قرار داشت و پري زيبارويي كه آفتاب و مهتاب براو حسوديشان مي شد نشسته بود و چندين پري بادبزن دردست با حركت آرام نسيم او را نوازش مي كردند. راهنماها اين دو پري را به نزد او راهنمايي كردند . و ايشان بلافاصله در مقابل اين عظمت و شكوه احترام مخصوص پريان را بجا گذاشته و دست برسر و پاي راست به جلو قدري خم شدند كه بلافاصله ملكه پريان آزادباش اعلام كرد.

ابتدا يادداشتي را كه نگهبان دم درب تنظيم كرده بود را از آنها خواست و آنها آنرا با احترام تقديم كردند. ملكه نام آنها را اينگونه خواند . مادپري ومرواريد . آنها خواستند نام پري دختر را مرچالين بگويند كه صحبت در حضور ملكه را بي ادبي تلقي كردند و از بيان نظر خود صرف نظر كردند. و مصلحت را براين ديدند كه بجاي بحث برسر اسم و رسم بهتر است از چند دقيقه وقتي كه دراختيارشان قرار گرفته نهايت استفاده را بكنند و مشكل خودشان را با ملكه درميان بگذارند.

او دستور داد كه مشكل را بيان كنند و مادپري پس از تقدير و تشكري كه درابتداي هر مكالمه معمول است مشكل را اينگونه بيان كرد كه مرواريدهاي گردنبند دخترم از در فاصله اولین و آخرین که نزدیک به دو سال طول کشیده است تغییر رنگ داده و هرچه به طرف اولی نزدیکتر میشوی تیره تر شده است و ما كه در فاصله زماني اولين تا آخرين بيشتر سرگرم يافتن مرواريد بوده ايم كمتر به رنگ آنها توجه كرده ايم و هم اكنون كه كل آنها را يافته ايم متوجه اين تغيير رنگ شده ايم و چون نمي دانستيم چه بايد بكنيم به نزد شما آمده ايم تا ما را راهنمايي كنيد.

درطول زماني كه ملكه صحبت كرد و سپس پري مادر حرف خود را بيان نمود ، مرچالين يا همان مرواريد هيچ گونه حرفي نزد و رسم پريان است كه در نزد بزرگان تا از كسي چيزي نپرسند و يا نخواهند او نبايد حرف بزند.

ملكه پريان خواست تا گردنبند را نشان بدهند و پري مادر به رسم احترام گردنبند را بروي دست راست خود بالا برد و دست چپ را نيز برروي سر خود گذاشته و رسم احترام را مجددا اجرا كرد.

ملازم ملكه گردنبند را از دست پري مادر گرفته و به نزد ملكه بردند او نگاهي به گردنبند كرد ودستور داد اين دو به همراه گردنبند به نزد مشاور مرواريد شناس ملكه راهنمايي شوند. آنها به همراه يك راهنما از همان سالن و راهرويي كه به طرف تخت ملكه آمده بودند به عقب برگشته و وارد سالن شدند كه محل استقرار مشاورين ملكه در امورات مختلف بود و او هر مشكلي را به فردي خاص ارجاع مي نمود.

در طول راهرو كه به پيش رفتند اتاق پنجم از سمت چپ كه دري سنگي و زيبايي داشت باز شد وبه اين دو اجازه ورود داده شد.

در ته اين اتاق فردي با روپوش حرير سفيد نشسته و با خنده مليحي كه بر لب داشت بامهرباني خودش را به تازه واردها نشان مي داد.

آنها جلورفتند و احترام لازم را گذاشتند و درهمين زمان گردنبند به همراه يادداشت نگهبان اولي و دستور ملكه را هم به نزد اين مشاور آوردند و او اسامي آنها را پري مام و مرواريد بيان كرد.

نگاهي به گردنبند انداخت و بلافاصله مشكل را قبل از آنكه مرواريد و يا پری مام حرفي بزنند حدس زد.

قدري تامل كرد و گفت اين مشكلي كه براي گردنبند مرواريد خانم پيش آمده براي بيشتر گردنبندها پيش مي آيد و خوب شده شماها زود توجه كرده و خودتان را به اينجا رسانديد و گرنه اين مشكل روزبروز مشكل و مشكل تر مي شود و كم كم مرواريدها را سياه كرده و آنها را از بين مي برند. هم گردنبند زشت مي شود و هم صاحب گردنبند را يك عمر از داشتن گردنبند سفيد و زيبا محروم مي كنند.

او گفت : گردنبند نبايد هميشه به دور گردن باشد بلكه فقط زماني كه مي خواهيم در مراسمي شركت كنيم بايد آنرا به گردن بياويزيم و پس از پايان مراسم آنها را با تشريفات خاصي نگهداري كنيم .

او گفت : گردنبند به اين زيبايي مواظبت و مراقبت زيادي مي خواهد چون ممكن است حسادت ديوان را برانگيزاند و آنها براي نابود كردن آن دست به هر كاري بزنند.

دراين درياي بزرگ دو نوع ديو وجوددارد . يكي ديوهاي بزرگ و يكي ديوهاي كوچك ، ديوهاي بزرگ دائماً سعي مي كنند كه ما مسيرهاي دريا را اشتباه كنيم و اصلاً سعي مي كنند ما را اشتباه راهنمايي كنند و به جاي رسيدن به قصر ملكه ما را به سرزمين خودشان ببرند و در آنجا ما را زنداني كنند وهمه لباسهاي حرير زيبا و مرواريدهاي ما را بگيرند و آنها را در چاهي كه پشت سرزمينشان است بريزند تا هيچ وقت دست ما به آنها نرسد و اگر بتوانيم از دستشان فرار كنيم نتوانيم وسايلمان را برداريم و دراين صورت پري بدون مرواريد و حرير هيچ زيبايي ندارد . اصلاً ممكن است ديوها خودشان را به شكل پري دربياورند و برسرراه پريان قرار بگيرند .

يكبار كه يكي از پريان راهي قصر ملكه بوده و خوب راه را بلد نبوده در تاريكي شب به يك ديوي كه لباس پري در برداشته مي رسد و از او مي پرسد راه قصر ملكه از كدام طرف است و آن ديو پري نما راه سرزمين خودشان را به او نشان مي دهد و پري بيچاره كه از همه جا بيخبر بوده به آن طرف حركت مي كند هرچه مي رود مي بيند كه به قصر ملكه نمي رسد و هيچ پري هم درراه نيست كه از او سئوال کند به ناچار همان را ه را در پيش مي گيرد از دور متوجه مي شود اين كلبه اي كه ديده مي شود با قصر ملكه كه قبلاً دیده فرق مي كند بلافاصله می خواسته برگردد كه ناگهان در دامي كه ديوان مي گذارند گرفتار مي شود و تورهاي دام دردست و پاو گردن او افتاده و گرفتار دست دیوان می گردد .

ملكه و همراهانش براي گردش در دريا و باخبر شدن از حال پريان هرچند روز يكبار به تمام كنار و گوشه دريا سر مي زنند درآن زمان ديوها از ترس جرات نمي كنند از سرزمن خود خارج شوند چون برابر توافق چندي قبل ملكه با ديوها آنها متعهد شده بودند كه نبايد در دريا گشت بزنند و پريان را گمراه كنند و اينها فقط بايد در سرزمين خود باشند و فقط اگر پري خودش با ميل خود به سرزمين آنها وارد شد او را بگيرند.

ملكه و همراهانش كه در دريا گشت مي زدند پري در دام افتاده را ديدند و به كمك او رفتند و او را از دام ديوها رها كردند و او به همراه ملكه آمده و هم اكنون يكي از ملازم سمت چپ ملكه شده است . اما نوع دوم ديوها آنهايي هستند كه بسيار كوچكند و به راحتي ديده نمي شوند براي همين در همه جاي دريا رفت و آمد مي كنند وگاهي ممكن است همراه پري ها جابجا شوند بدون اينكه خودشان متوجه شوند. آنها خود را به هر جائی از بدن پریان مي چسبانند و اصلاً جدا نمي شوند. اما جايي راكه بيشتر از همه جا دوست دارند روی گردنبند های مرواريد است .

آنها آنقدر كوچكند كه روي يك مرواريد ممكن است چندين ديو جا بگيرد و به وسیله ابزاری که دارند مي توانندخودشان را محكم به مرواريد ها بچسبانند.و به گونه اي كه هرچه مرواريد ها درون آب شوند و ياتكان بخورند از دور آنها سر نخورند و نيفتند .

دشمني آنها با پريان و مرواريدهاي گردنبندشان چندين برابرديوهاي بزرگ است .

آنها ابزارمخصوصي دارند كه به محض مستقر شدن بر روي مرواريدها شروع به خرد كردن آن مي كنند و براي اينكه بتوانند به راحتي این کار را انجام دهند و صاحب مرواريدها متوجه آنها نشود اول با رنگهاي تيره روي مرواريدها را مي پوشانند و در زير آن كار خودشان را انجام مي دهند و اين كار را بصورت شبانه روز و بدون استراحت انجام مي دهند و صاحب گردنبند وقتي متوجه مي شود كه مرواريدها يكي يكي خراب شده و از روي گردنبند جدا مي شوند و آن وقت هيچ كاري نمي تواند انجام دهد جز آنكه براي ازدست دادنشان گريه كند.

مشکل مرواريد خانم هم درهمين مرحله است و خوب شده كه زود مارا به كمك طلبيديد و هنوز چند وقتي بيشتر نيست كه ديوهاي حسود روي مرواريدها را رنگ زدند و در زير آنها شروع بكار كرده اند بايد هرچه زودتر آنها را نابود كنيم كه بيشتر از اين به كار خودشان ادامه ندهند.

خم شد و از زير صندلي كه برروي آن نشسته بود يك قطعه حرير نرم بيرون آورد از داخل یک قوطي كه برروي ميز كارش قرار داشت قدري مايع برروي حرير ريخت و مرواريد ها را با آن ماساژ داد و كم كم مرواريد ها سفيد و همانند مرواريد آخري براق ودرخشان شدند.

پري و مرواريد بسيار خوشحال شدند و نام مايع وحرير را پرسيدند و همچنين مواقعي كه بايد از اين ها استفاده شوند را نيز سئوال كردند ، مشاور مرواريد شناس گفت : آب مرواريد ، و حرير مرواريد ساب نام اين مواد است و بايد آنها را از پري پيري كه در درياي سوم ساكن است و آنها را از موادي كه خودش با تجربه اي كه دارد از صدفهاي دريايي و ساير موجودات و مواد كف دريا تهيه مي كند بگيريد آدرس محل سکونت آن پری پیر را به آنها داد و به طرف درب خروجی راهنمائیشان نمود .

صبح روز بعد پري مام و مرواريد به طرف درياي سوم از سمت شرق به راه افتادند در بين راه از آبهاي شور ، شيرين ، سرد ، گرم گذشتند و به درياي سوم رسيدند و به كلبه پري پيررفتند و از او مواد مورد نظر خود را تقاضا كردند و او هم با مهرباني زيادآن مواد را به ایشان تحویل دادهمچنين او با مهرباني نحوه استفاده صحیح از آن رابه آنها آموزش داد.

او گفت جای این گردنبند باید در محل مخصوص باشد و باید فقط در مواقع خاص از آن استفاده کنیم مانند مراسمات ویژه و هر زمان كه مراسم به پايان مي رسد بايد گردنبند را در آورد ه و سه بار دراين مايع غوطه ور سازيد . سپس به خوبي آنرا با حرير ماساژ دهيد تا ديو كوچولوهاي روي آن سرازيرشده سپس ان را با حریر نرم ماساژ دهید و آنرا در صندوقچه اي محكم بگذاريد كه از چشم و دسترس ديوها دور شود.

پري مام و مرواريد گفتند كه صندوقچه اي براي اين كار نداريم كه او يك صندوقچه زيبا كه از صدف سفيد ساخته شده و با فيروزه آبي و عقيق سرخ تزئين شده بود و عكسهاي ماه و خورشيد و نقش هاي زيبايي از مرواريد بر روي آن حك شده بود به آنها داد و آنها را تا مسير رفتن همراهي كرد تا مسير خودشان را به خوبي پيدا كنند . و آنها خوش و خرم به طرف درياي اولي و به طرف كلبه خودشان به راه افتادند در راه دستورات مشاور ملکه و پری پیر را با خود مرور می کردند که هیچ وقت فراموششان نشود .

روزها وماهها گذشت كه مرواريد خانم برابر دستوري كه به او داده بودند رفتار مي كرد و بلافاصله بعداز استفاده از مرواريد ها آنهارا در مایع مخصوص می گذاشت و پس از آن انها را با حریر خشک می کرد و در صندوقچه مي گذاشت و اين مرواريدها روز به روز درخشان تر و بهتر مي شدند. و او با خوشحالی و غروری که مخصوص نو جوانان است به مرواریدهایش نگاه میکرد و در دل از موفقیت خود در نگهداری از گردنبند زیبایش اظهار رضایت می نمود . پریان دیگر هم او را به خاطر این موفقیت و دقت دوست میداشتند و دائما" می ستودند .
 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان خراسان رضوي

مركز بهداشت شماره يك شهر ستان مشهد

 
 
استراتژی سازمان  جهانی بهداشت  برای

کنترل ایدز وسل در ناحیه مدیتراته شرقی

درسالهای 2006 تا 2010 

 
 
 
ترجمه:

دكتر حسين خوبان

 

 

 

 
 
 
 
 
 
فهرست مطالب:

1- مقدمه

2- ميزان بيماري

- وضعيت اپيدميولوژي HIV و ايدز

- وضعيت اپيدميولوژي سل

- وضعيت اپيدميولوژي سل و ايدز

3- همزمان شدن دو بيماري

4- چهارچوپ كاري در مواجهه با اين دو بيماري

- استراتژي ها و اهداف جهاني و منطقه اي

- اهداف توسعه در هزاره

- كنترل جهاني سل

- HIV ايدز

- استوار كردن 3 دستاورد به وسيله 5 عمل مقدماتي

- استراتژي DOTS

- ايدز و سل

5- عوامل همزماني دو بيماري

6- هدف

7- مقدصها

8- استراتژي ها

9- فعاليتهاي سطح كشور

10- آگاهي دادن و ارزيابي كردن

11- نقش WHO

- منابع

- ضميمه : فعاليتهاي ايدز و سل در رابطه با سطح شيوع ايدز

 

 

مقدمه :

كنترل بيماري شايع كمبود ايمني بدن انسان (HIV) موجب تلاش گسترده اي براي كنترل سل هم شده است. سل يكي از عوامل معمول شيوع اين بيماري و عاملي است كه منجر به مرك افراد مبتلا به ايدز مي شود. گرچه در بسياري از كشورهاي ناحيه شرقي مديترانه سطح شيوعHIV هم اكنون پايين است ولي در بعضي كشورها در سطح تعميم يافته اي رو به افزايش مي باشد. علاوه بر اين تعداد قابل توجهي از كشورها ميزان بالايي از بيماري سل را دارند. وضعيتي كه بر اثر توسط دو برابر شدن حجم بيماري HIV/TB به وجود آمده چيزي است كه منطقه بايد از رشد صعودي آن جلوگيري كند و از موفقيت هايي كه در مقابل با سل به دست آمده است بهره برداري نمايد. نياز به افزايش همكاري بين برنامه هاي HIV/AIDS و سل مي باشد، به منظور هماهنگي و واكنش نسبت به اين مهم تهيه برنامه هاي مناسب و قوي و رو به توسعه لازم و ضروري و قابل توجه است.

اين استراتژي(راهكار) توسط WHO منطقه ي شرقي مديترانه توسعه يافته است تا كشورها را در عكس العمل همزمان به ايدز و سل هدايت كند. قصد آن وزراي بهداشت، مديران برنامه هاي ملي AIDS، مديران برنامه هاي سل و ساير نهادهاي مربوطه، مانند سازمانهاي دولتي، آژانس هاي توسعه، اعطا كننده(donors) و افراد مبتلا به hiv و سل، و جامعه هاي آنها مي باشد.

اين استراتژي بستگي به نتايجي دارد كه از طريق 3 هدف توسط 5 عمل مقدماتي صورت مي گيرد و بر فعاليتهاي همزمانTB/HIV سياست فيمابين و چارچوب استراتژي WHO براي كاهش ميزان TB/HIV (2002) و راهكارها اجراي فعاليتهاي برنامه TB/HIV (2003)تأثير مي گذارد. به علاوه اين امر موجب مي شود سازمان جهاني بهداشت براي اطلاع رساني، ارزيابي و نظارت اين برنامه هاي مشترك بين بيماران HIV مثبت و مسلول بخوبي عمل نمايد.

 

2- ميزان(حجم بيماري):

موقعيت سرايت TB/HIV: برآورد شده است كه در سراسر جهان بين 4/39 تا 44 ميليون نفر مبتلا به ايدز وجود داشته باشند . تخمين زده شده است كه در حدود 1/3 ميليون نفر از بيماري ايدز فوت كنند.در ناحيه شرقي مديترانه 710000 نفر مبتلا به ايدز برآورد شده است . كشوري كه بيشترين تعداد مبتلايان به ايدز را دارند سودان با 512000 نفر مبتلا به HIV مي باشد و همچنين فراتر از آن برآورده شده كه در 2004 حدود 29000 نفر جديد در اين ناحيه آلوده شدند و 28000 مرگ به علت ايدز اتفاق افتد.

تا پايان 2004، 15651 مورد مبتلا به ايدز در اين ناحيه گزارش شده كه 1254 مورد آن مربوط به سال 2003 مي باشد.

با اين حال اطلاعات مربوط به گستردگي(شيوع) بيماري هنوز در بسياري از كشورها موجود نيست. بيشتر اين كشورها تكيه بر موارد گزارش شده ايدز دارند. گرچه ايدز در ناحيه شرقي مديترانه در مقايسه با ديگر نواحي ممكن است نسبتاً آرام(ساكن) به نظر رسد. اين امر تا حدي به علت گزارش هرماه با بيماري و نارسايي در نظارت سيستم ها در اكثر اين كشورهاست. درباره گستردگي شيوع بيماري در ناحيه نمي توان به يقين رسيد.

به هر حال روند رو به افزايش است با اين 3 كشور (جي بوتي- سومالي و سودان) كه هم اكنون شيوع تعميم يافته اي را تجربه مي كنند ( در يك جمعيت بالغ بين 15 تا 45 سال 1% > شيوع HIV )، كه اكثريت آلودگي به HIV در اين ناحيه براي آنها برآورد شده است و ساير كشورها مانند جمهوري اسلامي ايران و پاكستان شيوع متمركزي را
(5% >شيوع HIV بين گروههاي خاص) بين مصرف كنندگان معتاد تزريقي دارند، در حالي كه در بحرين، كويت، جماهير عرب لبنان، عمان و تونس، انتقال HIV بين معتادان تزريقي رو به افزايش است.

موقعيت سرايت سل:

به وجود آمدن سالانه 8 ميليون موارد جديد مبتلا به سل در سطح جهاني برآورد شده است كه موجب 2 ميليون مرگ در سال مي شود. به طور كلي 3/1 كل دنيا با باسيل هاي سل آلوده اند. در منطقه مديترانه شرقي بيماري سل يكي از مشكلات مهم بهداشت عمومي است تقريباً يك سوم جمعيت به ميكرو باكتري سل آلوده اند. شيوع مرض 122 نفر در هر 100000 نفر و نرخ مرگ و مير 25 نفر در هر 100000 نفر برآورده شده است . در سال 2004 ، 206160 مورد جديد نيز شناسايي شده اند.

در سال 2004، 8 كشور با شيوع بالاي سل در اين ناحيه بودند(شيوع برآورده شده بيشتر از 1000 نفر در هر 100000 نفر مي باشد). بين آنها افغانستان و پاكستان نسبتهاي 12% و 44% را از كل شيوع بيماري به خود اختصاص مي دهند و در بين 22 كشور با حجم بالاي بيماري در جهان ، قرار مي گيرند. ديگر كشورها با شيوع بالا در اين منطقه جي پوتي ، عراق، مروكو، سومالي، سودان و يمن هستند. 5 كشور با شيوع متوسط بيماري هستند(30 تا 100 نفر در هر 100000 نفر جمعيت) و در 9 كشور نيز نرخ برآورد شده كمتر از 20 نفر در 100000 نفر جمعيت است. در حالي كه بعضي كشورها روند رو به افزايش و يا حتي يك خميدگي (شيب) سريع را در (شيوع) آلودگي به سل نشان مي دهند. افغانستان، سومالي و سودان افزايش پيوسته اي را تجربه مي كنند.

درصد شناسايي موارد جديد در افغانستان و پاكستان پايين و در حد 20% است اما در بقيه كشورها در حدود 50%
مي باشد. نرخ موفقيت درمان منطقه اي به طور معقولي خوب و در حدود 80% و پوشش آن تا 80% گسترده شده است، اما در افغانستان و پاكستان پايين است. جنبه ديگر از شروع مجدد پيشرفت و بروز سل مقاوم به درمان گزارش شده است كه بيشتر به خاطر مناسب نبودن درمان به وجود آمده است و باعث مي شود باكتري ها قوي تر شودند. آسيبهاي داروهاي چند گانه پايدار حادتر است و مقابله با آنها مشكل تر و يك داروي چندگانه سل پايدار (MDR-TB) نسبتاً كشنده است.

موقعيت گسترش MDR/TB:

برآورده شده كه 3/1 كل مواردي كه مبتلا به HIV هستند توسط TB نيز آلوده شده اند. در كشورهايي كه HIV شايع است آلودگي (ابتلا) به سل به طور جدي افزايش يافته است. اكثريت افرادي كه به هر دو بيماري مبتلا هستند در زير مجموعه مورد بررسي در آفريقا زندگي مي كنند در منطقه شرقي مديترانه، به طور كلي شيوع بيماري سرمي بين بيماران مسلول پايين است. به هر حال در Djiboti ، سومالي و سودان كه شيوع HIVگسترده است، وضعيت متفاوت مي باشد. در يك بيمارستان مسلولين سومالي در سال 2002 شيوع HIV 10% بود در حالي كه مطالعه كوچك ديگري در بيمارستان مسلولين Djiboti44% بوده است. علاوه بر اين علائمي دال بر اين هستند كه نرخ هاي آلودگي به HIV بين بيماران مسلول در اين ناحيه رو به افزايش است. تا پايان سال 2000 تخمين زده شده است كه تعداد بيماران بالغ مبتلا به هر دو بيماري Djiboti 23% ، در سودان 8%، درعمان 8/4%، در جمهوري اسلامي ايران2/4%، در پاكستان 1/2% و در مصر 6/0% باشد. گر چه مطالعات بيشتري براي سنجش ميزان HIV/TB در اين ناحيه مورد نياز است، اين ارقام بيان مي كنند كه بر خلاف اقدام عليه شيوع HIV، شيوع سل به طور قابل ملاحظه اي مي تواند افزايش يابد.

3- هم زمان دو بيماري:

سل عامل اصلي مرگ افراد مبتلا به ايدز است. سل قابل درمان ترين بيماري رايج مربوط به HIV و معمول ترين علت مرگ بين افراد آلوده به HIV/AIDS در كشورهايي كه ميزان بالايي از اين بيماري را دارند، مي باشد. سل به طرز قابل ملاحظه اي بقاء زندگي PLWHA را كوتاه مي كند. HIV به سيستم ايمني آسيب رسانده و احتمال اينكه افراد بيمار دوباره مبتلا به سل شوند را افزايش مي دهد. اين امر همچنين پيشرفت سرايت سل پنهان و بازگشت مجدد
(عود مجدد) بيماري را در بيماراني كه قبلاً درمان شده اند، را افزايش مي دهد.HIV شيوع سل را تقويت مي كند، به خصوص در زير مجموعه مورد بررسي در آفريقا كه 60 الي 80 درصد بيماران مسلول، در بعضي كشورها به HIV نيز آلوده اند.

سل معمولاً سخت تر تشخيص داده مي شود و پيشرفت هايش در افراد HIV مثبت سريعتر رخ مي دهد. در طي مراحل ابتلا به HIV سل نسبت به بسياري از بيماري ها زودتر اتفاق مي افتد. افرادي كه HIV مثبت هستند و به مبتلا به سل نيز مي باشند 50 برابر بيشتر از افراد HIV منفي در طي يكسال قابليت گسترش فعال را دارند(5 تا 15% در هر سال كه در مقابل 10% در طول زندگي قرار مي گيرد)موارد در حال افزايش سل در PLWHA، خطر سرايت سل به كل جمعيت را افزايش مي دهد.

HIV علت اصلي شكست اهداف كنترل سل در مجموعه ها با سطح بالاي HIV است. در حالي كه مجموعه ساهاران آفريقا ميزان شيوع سل همراه با HIV را نشان مي دهد، افزايش سريع شيوع HIV در ساير كشورهاي جهان نيز مي تواند تعداد موارد مسلول مرتبط با HIV را افزايش دهد. HIV و سل به طرز نزديكي با هم مرتبط هستند به طوري كه اصطلاح (شيوع دوتايي) يا(شيوع دوگانه) اغلب براي توصيف ارتباط آنها به كار مي رود. هر بيماري سرعت پيشرفت ديگري را زياد مي كند، هر دو بيماري تركيب مرگباري را با هم بوجود مي آورند زيرا با يكديگر بيشتر از زماني كه فقط يكي از آنها وجود داشته باشد تصاعدي مي باشند. شيوع بالايي از سل در افراد مبتلا به HIV به معناي افزايش دادن امكانات بهداشتي، سرعت بيشتر مرگ و مير و ناخوشي(شيوع مرض) و سرعت پايين تر درمان موفق ، مي باشد. بنابراين مبارزه با HIV بايد شامل مبارزه با سل نيز باشد، در حالي كه جلوگيري از سل نيز بايد شامل درمان HIV باشد. برنامه هاي سل و HIV توجه هاي متقابلي دارند. درمان و مراقبت از HIV/AIDS بايد بر كنترل سل مقدم باشد، در حالي كه پيشگيري و مراقبت از سل هم بايد در توجه برنامه هاي ملي AIDS مقدم باشد. اين امر موجب همكاري سيستماتيك توأم بين برنامه هاي ملي AIDS و سل در هر سطحي مي گردد. بررسي كاهش انتقال سل، مرگ و مير و شيوع آن، در زماني كه شيوع بيماري، مرگ و مير مربوط به HIV در جمعيت هاي با شيوع بالاكاهش مي يابد، انجام مداخله هاي مؤثر در دسترس مورد نياز است. استراتژي هماهنگ بخش بهداشت براي كنترل HIV/TB ، خود يك بخش كامل از استراتژي HIV/AIDS مي باشد.

جمعيت گسترده اي از افراد مبتلا به HIV از وضعيت HIV خود مطلع نيستند و اينها مراقبت بهداشتي را از سرويس هاي بهداشت عمومي مي طلبند. بنابراين برنامه هاي سل وHIVبايد قابليت حاميان (فراهم كنندگان) سرويس بهداشتي را به منظور واكنش به نيازهاي مراقبت بهداشتي براي افراد مسلول در جمعيت ها با سطح بالاي شيوع HIV، تقويت كند. يك واكنش معقول و هماهنگ بهداشت مي تواند به عنوان عامل مؤثري در كنترل HIV و TB باشد.

4- هماهنگي براي كنترل اين دو بيماري:

استراتژي ها و اهداف جهاني و منطقه اي:

تعدادي اهداف جهاني و منطقه اي وجود دارند كه خواستار جذب عملي براي كاهش ميزان HIV/AIDS و سل هستند. اينها چارچوب سياستي را فراهم مي كند براي عمل همزمان (توأم) نسبت HIV/TB به طور سنتي، همواره برنامه هاي سل و HIV جداگانه عمل كرده اند. در واكنش نسبت به سل، WHO تلاش هاي جهاني را هماهنگ و رهبري مي كند. به منظور ضمانت اينكه تمامي بيماران مسلول سراسر دنيا به تشخيص و درمان مؤثر دست يافته باشند. به طور مشابه WHO با همه اعضاي جهاني خود تلاش مي كند نقش مهمي را در معرض پيشگيري همه جانبه و مراقبت از HIV و درمان آن، ايفا كند، با اين هدف اصلي كه دست يابي به امور درماني براي همه افراد محتاج به آن، فراهم گردد.

اهداف توسعه هزاره( هزار ساله):

اهداف پيشرفت هزار ساله(MDG) مبارزه با HIV/AIDS، مالاريا و ساير بيماري هاست.

هدف اصلي كنترل و آغاز شمارش معكوس ابتلاء به سل تا سال 2015 است( براساس ارقام 1991) WHOبا كمك آژانس هاي UN اين مسئوليت را دارد كه بخش بهداشت كشورها به HIV حساس شده و در مقابل كنترل آن اقدام هماهنگ انجام دهند.

كنترل جهاني سل:

اهداف اصلي(كليدي) كنترل جهاني سل عبارتند از:

يافتن 70% بيماران اسمير مثبت در حال افزايش و درمان 85% اين بيماري تا سال 2005

متوقف كردن و آغاز معكوس شيوع (وقوع) بيماري تا سال 2015

كاهش شيوع سل و نرخهاي مرگ تا 50%، بين سالهاي 1990 و 2015

HIV/AIDS:

استراتژي بخش بهداشت جهاني WHO براي HIV/AIDS(2007-2003) اهداف زير را در نظر دارد:

v كاهش شيوع HIV تا سال 2005 بين افراد جوان 15 تا 24 سال، در كشورهاي با شيوع بالا تا 25%

v كاهش شيوع جهاني HIV تا 25% تا سال 2010

v تضمين اينكه 90% افراد جوان بين 10 تا 24 سال اطلاعات خاص جوانان، آموزش و عوامل ارتباطي را درباره HIVدريافت كنند و اين امر تا سطح حداقل 95% تا سال 2010 افزايش يابد.

در ناحيه مديترانه شرقي هدف طرح استراتژيك جهاني تقويت بخش واكنش بهداشت ملي به HIV و انتقال آلودگي از طريق جنسي(STI) است كه باعث تأثير قابل ملاحظه اي بر پيشرفت شيوع HIV و STI در اين ناحيه مي شود. يك طرح استراتژيك جديد( 2010-2006) براساس اين دستاوردها تهيه خواهد شد، در حالي كه نقاط ضعف منطقه شناسايي مي شوند و با مراقبت و توجه بيشتر براي دستيابي به درمان و سلامت تلاش مي گردد.

انجام 3 هدف توسط 5 عمل مقدماتي براساس دستاوردها:

2 هدف WHO توسط 5 عمل مقدماتي براي 3 ميليون فرد در كشورهاي در حال توسعه اين قدمي است به سوي اين مقصد كه درمان جهاني امكان پذير گردد.

اين تلاش در كشورهاي جي پوتي، مصر، جمهوري اسلامي ايران، جماهير عرب ليبي، پاكستان، سومالي، سودان و يمن متمركز شده است. 3 هدف همراه 5 عمل مقدماتي برمبناي تجربه برنامه هاي خوب كنترل سل مي باشد. اين برنامه ها مي تواند موجب حمايت مضاعف و همكاري با سيستم هاي شناسايي و تحويل ART براي بيماران شود.

استراتژي DOTS:

در سال 1993، WHO شيوع جهاني سل را به عنوان يك وضعيت فوق العاده جهاني شناسايي كرد و تا سال 1996 استراتژي جدي را انتشار داد كه DOTS ناميده شد(به معناي درمان با نظارت مستقيم، دوره كوتاه مدت)

براي مبارزه با شيوع سريع و با روش مؤثرترين هزينه (COST- effective) براي آن . اجراي استراتژي (راهكار)DOTS براي شناسايي و معالجه موارد آلوده به سل در كشورهاي ناحيه شرقي مديترانه به شكل قابل ملاحظه اي موفق بوده است. تا پايان 2003، 18 كشور در اين ناحيه استراتژي DOTS را به سرويسهاي بهداشتي توسط وزيران بهداشت ابلاغ كردند، به موجب آن مي توان اعلام كرد كه اين استراتژي سر تا سري و همه جانبه شده است. نرخ موفقيت درمان در نواحي كه DOTS اجرا شده، به طور متوسط 81% بوده كه هدف جهاني آن يعني 85%، تقريباً برآورده شده است. با اين حال نرخ شناسايي (كشف) موارد از طريق DOTS پايين و در حدود 28% در سال 2003 ، باقي مانده است . در سالهاي اخير گستردگي آرام پوشش DOTS در دو كشور با ميزان بالاي سل يعني افغانستان، پاكستان، عامل اصلي در پايين بودن نرخ شناسايي ناحيه مديترانه شرقي بوده است. آخرين گزارش ها از پاكستان نشان مي دهد كه اين كشور به پوشش DOTS تا ماه مي سال 2005 دست خواهد يافت، كه ميزان قابل توجهي را به نرخ سطح شناسايي موارد جديد، اضافه خواهد كرد.

DOTS: توقف انتقال آلودگي از طريق ميكرو باكتري سل را آخرين مرحله از مراحل مبارزه با HIV از طريق شيوع بيماري سل، هدف خود قرار مي دهد. استراتژي كنترل سل در كشورهايي كه شيوع HIV در جمعيت آنها بالاست بسيار مهم است . همچنين انجام برنامه هايي مانند استفاده از كاندوم، درمان STI ، استفاده ايمني داروهاي تزريقي و ART بايد مد نظرقرار بگيرد. همچنين اجراي كامل استراتژي DOTS در افغانستان و پاكستان و ساير كشورها و مشخص كردن مشكلات مختلف كه خود شامل HIV/AIDSاست،اهميت بسيار دارد. همچنين يك طرح استراتژي منطقه اي براي تقويت واكنش بهداشت منطقه به HIV/AIDS(2015-2006)، توسط كميته منطقه اي براي ناحيه شرقي مديترانه در سپتامبر 2005 تصويب شد.

HIV/TB: گروه جهاني در حال كاربر TB/HIV كه توسط WHO هماهنگ شده اند، يكي از 6 گروه در حال كار با هدف مفيد(مهم) متوقف سازي همزمان TB هستند. گروه شامل بيش از 200 متخصص از بيشتر از 40 كشوري است كه خود شامل نمايندگان آژانس هاي بين المللي و اهدا كننده (donors) مي شود. اين كار نگرش سازمان WHO را در خصوص اين دو بيماري بسيار مناسب و ارتقاء داده است

5- عوامل مشاركت دو بيماري:

جهت گيري جهاني درباره آنچه كه بايد انجام شود تا شيوع توأم سل و HIV كنترل شود و مشخص كردن فعاليتهاي توأم HIV/TB و گسترش آن از طريق افزايش افراد كه در اين برنامه ها كار مي كنند مي باشد.

افراد HIV مثبت مي توانند به راحتي براي سل آزمايش دهند، اگر آلوده باشند پيگيري برايشان مي تواند صورت گيرد. به وسيله ايزونيازيد از بيماري ايشان جلوگيري مي شود و در صورتي كه مبتلا شده باشند با داروهاي anti-TB درمان مي شوند. بيماران مسلول مي تواند آزمايش HIV دهند. بنابراين تحقيق نشان مي دهد بيماران مسلول بيشتر از افراد ديگر احتمال مي رود كه تست HIV را بپذيرند، اين بدان معناست كه برنامه هاي سل مي تواند سهم زيادي در تشخيص افراد مناسب براي ART داشته باشد و خود يك نقطه شروع به شمار مي آيد.

به منظور كنترل سل در مناطقي كه HIV رايج است، استراتژي DOTSبايد توسط فعاليتهاي مضاعف همزمان براي HIV/TB تكميل گردد. اين فعاليتهاي همزمان HIV/TB قصد بوجود آوردن مكانيزمي بين برنامه هاي سل و HIV، كاهش شيوع HIV بين بيماران مسلول دارند كه متأسفانه طي سال ها تلاش هاي مبارزه با سل و HIV به طور جداگانه پيگيري مي شده اند. اين امر موجب بهبود برنامه هاي سل و HIV و كنترل مؤثرتر سل بين مبتلايان HIV خواهد شد. با اجراي اين برنامه در يك نمونه انجام شده پيشرفت معني داري در سلامتي حاصل گرديد.

پيش تست مقدماتي در سال 1999 به منظور بهبود (ترفيع) تست HIV و دادن مشاوره بين بيماران مسلول و آزمايش افراد آلوده به HIV براي سل انجام شد.

در ناحيه شرقي مديترانه، همزماني دو برنامه تازه آغاز شده است. بعضي كشورها تستHIV را براي افراد مسلول تجويز كرده اند و همين طور آزمايش سل و بيماري ها را براي افراد آلوده به HIV برنامه HIV/TB مشاركت دو برنامه به صورت هماهنگ و با مكانيزم يكسان توسط صندوق جهاني براي مبارزه با AIDS، سل و مالاريا مطرح گرديد، اما اين سيستم هاي فراگيري لازم را نداشته اند تا در تمامي برنامه ها از جمله موارد زير فعاليت بكنند. پيشگيري از HIV، آموزش درماني سل و اجراي DOTS به PLWHA، پيشگيري درماني ايدز و نياز براي PLWHA و كوتريموكسازول براي ساير آلودگي ها توصيه، مي شود. ساير فعاليتها توأم شامل آزمايش و مشورت براي HIV و آزمايش سل و كشف موارد سل فعال در مراكز تجمع مانند زندانها مي باشد و در اين اماكن سيستم هاي هماهنگ پيشگيري سل و HIV بسيار مهم هستند . تقويت تحقيق عملي نيز به منظور تشخيص و اجراي فعاليتهاي موثر (Cost- effective) براي شناسايي HIV/TB مورد نياز مي باشد.

6- مقصد استراتژي (راهكار) HIV/TBبراي ناحيه شرقي مديترانه عبارتست از:

- كاهش ميزان بيماري HIV بين افراد مبتلا به سل

- كاهش ميزان بيماري سل در افراد مبتلا به HIV

7- منظورها(اهداف):

براي رسيدن به اين مقصد استراتژي HIV/TB براي ناحيه شرقي مديترانه 3 هدف كليدي را دنبال مي كند.

* تا پايان سال 2007 همه كشورهاي منطقه شرقي مديترانه مكانيزيم كاري توأم بين برنامه هاي ملي AIDS و برنامه هاي ملي سل را خواهند داشت.

* تا پايان سال 2010 همه كشورهاي منطقه شرقي مديترانه پكيج امكانات پيشگيري پيشرفته (تكميل شده) و مراقبت(نظارت) از AIDS و سل را خواهند داشت.

* تا پايان سال 2010 همه كشورهاي منطقه شرقي مديترانه طرحهاي تكميل شده(اجرا شده) براي ساخت سازماني مستقل، با نيروي انساني كافي براي پاسخ كامل و كنترل HIV/TB را خواهند داشت.

8- مداخله ها و استراتژي ها:

در زير استراتژي ها و مداخله ها توأم ليست شده كه بايد بخش واكنش بهداشت منطقه را به HIV/TB شكل دهد.

استراتژي اول:

حمايت از داير كردن مكانيزم هاي هماهنگ كننده HIV/TB در سطح كشورو مكانيزم هاي هماهنگ كننده ملي HIV/TB براي ضمانت همكاري مؤثر بين برنامه هاي ملي AIDS و سل موجود در تمامي سطوح، لازم هستند.

اين مداخله ها عبارتند از:

§ يك بدنه هماهنگ HIV/TB رسمي : مكانيزمي براي هماهنگي واكنش به HIV/TBبين برنامه هاي ملي AIDS و سل

§ در سازمان بهداشت ، در هماهنگي نزديك با اژانس داخلي كميته هاي هماهنگ كننده ، مكانيزم هماهنگ كننده كشور و ديگر مكانيزم هاي هماهنگ كننده، مورد نياز مي باشد.

§ طرح ريزي توأم HIV/TB : طرح استراتژيك توأم بين برنامه هاي ملي سل و AIDS براي توانمندسازي سيستماتيك و موفقيت همكاري برنامه هاي لازم است. نقش ها و مسئوليت ها در هر برنامه ريزي در اجراي فعاليتهاي خاص HIV/TB در سطح ملي و سطوح منطقه اي بايد به وضوح تعريف شده باشد.

§ آگاهي و سنجش : آگاهي و سنجش فعاليتهاي HIV/TB براي رسيدن به كيفيت، تأثير (مؤثر بودن)، پوشش و تحويل آن حائز اهميت مي باشد. اين امر موجب پيشرفت دائمي اجراي برنامه مي گردد و شامل مشاركت بين برنامه هاي سل و HIV/AIDS و سرويس هاي عمومي بهداشت مي شود. اين موضوع مي تواند از طريق موجود و سيستم هاي سنجش(ارزيابي) توسعه يابد و محرمانه بودن آن را تضمين كند.

§ بسيج امكانات براي همكاري بين فعاليتهاي HIV/TB كه اين منابع مي تواند شامل سرمايه ها و منابع انساني ممكن براي حمايت فعاليتهاي توأم HIV/TB باشد. در اين حالت ، طرحهاي توأم براي به دست آوردن منابع فعاليتهاي HIV/TB مورد نيازند(ضروري هستند) كه به نيازهاي خاص هر كشور بستگي دارند. مكانيزم هاي هماهنگ كننده HIV/TB نيز در جلوگيري از اتلاف منابع مشابه كمك مي كنند.

§ فعاليتهاي حمايتي و افزايش آگاهي عمومي درباره HIV/TB و بسيج منابع حائز اهميت مي باشد. افزايش آگاهي عمومي درباره HIV/TB براي دستيابي به بسيج ضروري اجتماعي مهم است تا امنيت عمومي و حمايت سياسي فعاليتهاي HIV/TB حفظ شود و مردم براي شركت در آنها تشويق گردند.

§ مشاركت مردم در اين فعاليتهاي توأم HIV/TB، گسترش فعاليتهاي HIV/TB در سطحي فراتر از بخش بهداشت از طريق مشاركت مردمي اهميت دارد. اين امر شامل حمايت گروهها و سازمانها با نهاد مردمي مي شود،كه براي افراد مسلول و PLWHA كه مي تواند خود شامل حمايت و اجراي فعاليت هاي HIV/TB شود و همچنين مشخص كردن درمان سل يا پيشگيري درمان نياز دارد.

§ حمايت از تحقيق علمي در زمينه HIV/TB .تحقيق علمي مي تواند مؤثرترين و كاراترين راههاي فعاليتهاي اجرايي HIV/TB را توسعه بخشد. فعاليتهاي تحقيقاتي شامل تحقيق علمي HIV/TB بر مسائل خاص يك كشور، مطالعات سطح دستيابي به خدمات، تحقيق اساسي علمي و آزمايش هاي كلنيكي براي ابزارهاي تشخيص HIV/TB و درمانهاي آن ها و نيز انتشار فعاليتهاي مؤثر در سطح جهاني به عنوان راهي براي تقسيم تجربيات مي شود و اين كار انتشار تجربيات به ساير كشورها مي تواند به تناسب فرهنگ هر كشور در آن منطقه توسعه يافته و مؤثر باشد.

استراتژي دوم:

حمايت ملي از نظارت بر HIV بين بيماران مسلول و تشخيص سل بين PLWHA و تهيه و حفظ اطلاعات و نيز نظارت و مراقبت براي برنامه ريزي هاي آلاينده هاي آينده لازم است. نظارت ممكن است شامل تحقيق هاي (همه پرسي ها)دوره اي، شيوه هاي مراقبت به شكل معمول از داده ها باشد. روشي كه انتخاب مي شود بستگي به سطح شيوع HIV و سل و دسترسي به منابع و مداخله متخصصين خواهد داشت كه خود شامل مراحل زير مي باشد:

· نظارت بر HIV بين مسلولين در همه كشورهاي در معرض خطر شيوع HIV كه مي تواند موارد زير را شامل گردد:

- تست HIV و مشاوره دادن به همه بيماران مسلول به عنوان اساس مراقبت در همه كشورهايي كه سطح شيوع قابل قبولي دارند.

- تست HIV و مشاوره دادن به همه بيماران مسلول در نواحي متمركز از شيوع HIV به عنوان اساس مراقبت در همه كشورهايي كه سطحي از شيوع بالا دارند.

- بررسي هاي دوره اي در كشورهايي كه سطح پاييني از شيوع HIVدارند.

- بررسي هاي دوره اي براي دستيابي به نرخ شيوع HIV بين بيماران مسلول كه جاي مشخصي ندارند.

- تشخيص موارد سل و نتايج درمان آن بين PLWHA

استراتژي سوم:

حمايت از اجراي پيشگيري تكميل شده توأم، تجهيزات مراقبت و درمان بيماران مسلول و HIV شامل مراحل زير است:

- افزايش كشف موارد مبتلا به HIV بين افراد مسلول . بيشتر مردم مبتلا به HIV از وضعيت HIV خود مطلع نيستند. دادن تست HIV و مشاوره ، مراقبت و حمايت آنها مي تواند نقطه شروعي براي پيشگيري HIV باشد. اين كار (تست HIV) بايد با رضايت افراد و همچنين اطمينان دهي براي محرمانه بودن اطلاعات ايشان انجام شود. و تست HIV و مشاوره و انجام شده براي بيماران مسلول مجموعه هاي بهداشت عمومي، كلنيك هاي TB، يا از طريق سرويسهاي مورد رجوع HIV در دسترس قرار گيرد.

- افزايش كشف موارد مسلول بين مبتلايان به HIV اين عمل شامل آزمايش علائم بيماري و نشانه هاي سل در افراد مبتلا به HIV، ارتباط هاي خانوادگي گروههايي كه احتمال بالاي ابتلا به HIV دارند و مجموعه هايي كه افراد مبتلا به HIV در آن متمركز شده اند مثل زندانها و سرويس هاي HIV مي شود. تشخيص هاي زود هنگام و درمان سل، شانس نجات را افزايش مي دهد و كيفيت زندگي را بهبود مي بخشد و موجب كاهش انتقال بيماري مي شود. امكانات(سرويسهاي) مشاوره و آزمايش(تست) داوطلبانه (VTC) مي تواند به عنوان نقطه شروعي براي كشف سل باشد. ارتباطهاي (وسايل ارتباطي) مورد رجوع بين مشاوره HIV و امكانات تست و تشخيص سل و امكانات درمان بايد برقرار گردد.

- فراهم ساختن مديريت تكميل شده( تكامل يافته) و درمان شامل داروهاي خود ويروس درماني (ART) و DOTS افراد مبتلا به HIV كه شامل افراد آلوده به سل نيز مي باشندكه بايد تحت درمان، مراقبت و امكانات حمايتي قرار گيرند ، و اين شامل DOTS و ART است.

ARTشانس نجات كيفيت زندگي مبتلايان به HIV را بسياربهبود مي بخشد. اين روش همچنين براي افرادي كه تست HIV+ دارنداستفاده شود منتهي بستگي به معيار واجد شرايط بودن هر كشور و واكنش هاي ممكن دارويي متفاوت است. DOTS مي تواند به عنوان مدلي براي رسيدن به ART در محل و مكانهاي با فقر فرهنگي و اقتصادي اجرا شود.

- امكان آموزش كامل بيماران، مشاوره و ساير اقدامات براي كاهش انتقال HIV اين امر ممكن است شامل بهبود ارتباط جنسي بي خطرتر و تمرين هاي استفاده از دارو و آزمايش و درمان آلودگي انتقال يافته از طريق جنسي (STI)، پيشگيري محوري انتقال توسط فراهم كردن داروهاي ضد ويروس براي زنان باردار و اطمينان يافتن (ضمانت) سلامت بانك خون (blood supper) و استفاده از تجهيزات پزشكي استريليزه ، مي شود . برنامه هاي سل بايد مداخله ها را براي پيشگيري HIV براي بيماران گسترش دهد يا ارتباط هاي (وسايل ارتباطي) مورد رجوع را با امكانات HIV/AIDS داير سازد .

- انجام درمان پروفيلاكسي ، ايزونيازيد:

براي بيماران مسلول HIV مثبت ايزونيازيد از پيشرفت پنهان سل و فعال كردن بيماري جلوگيري مي كند. استفاده از داروهاي ضد ويروسي نياز به ايزونيازيد را برطرف نمي كند. اين امر به صورت بديهي حائز اهميت است كه سل فعال را قبل از شروع درمان، حذف كنيم. سرويسهاي HIV براي افراد مبتلا به HIV كه يكبار سل فعال را با امنيت كامل پشت سر گذاشته اند IPT را فراهم مي كند. اطلاعات در باره IPT براي مبتلايان HIV بايد فراهم شود.

- مصرف پروفيلاكسي كوتريموكسازول(CPT) براي بيماران مسلول HIV مثبت: كوترموكسازول براي پيشگيري از آلودگي هاي ثانويه در PLWHA لازم است استفاده شود كه شامل بيماران مسلول مي باشد. اين روش كاهش مرگ و مير را نشان مي دهد. سرويس هاي HIV بايد IPT را براي PLWHA مورد نياز فراهم سازد تا افرادي كه سل فعال دارند اطلاعات لازم براي IPT را داشته باشند.

معرفي اندازه گيري هاي كنترل آلودگي براي هر دو بيماري سل و HIVدر مجوعه هاي مراقبت از سلامتي(بهداشت) :

در مراقبت بهداشتي و مجموعه هايي مانند زندانها كه اغلب افراد مبتلا به HIV و سل در آن وجود دارند(محل تجمع) كه امكان انتقال سل افزايش مي يابد و اين اعمال شامل تشخيص زودهنگام، تشخيص و درمان سل و جدا كردن افرادي كه مشكوك به سل ريوي هستند از ديگران، تا تشخيص اثبات و يا رد شود، مي باشد. افزايش تهويه طبيعي، استفاده از اشعه ماوراء بنفش (در جايي كه ممكن باشد)، حذف(جابه جايي) افراد آلوده به HIV از بخش هايي كه در معرض سل قرار دارند و فراهم كردن IPT، مداخله هاي ممكن مي باشد.

تأسيس(داير كردن) شبكه هايي براي افزايش اطلاعات :

وسايل ارتباطي مورد رجوع بين سرويس هاي ارائه خدمات درماني سل و HIV، مراقبت و حمايت بيماران مبتلا به HIV كه درمان سل را دريافت مي كنند و يا تكميل كرده اند، ممكن مي سازد.

 

 

 

استراتژي چهارم:

حمايت ساخت(درست كردن) ظرفيت منطقه اي و ملي . ساخت ظرفيت توأم HIV/ TB را تأمين كننده ضروري است. مداخله ها (شناخت ها ) شامل موارد زير است:

· افزايش توان مراقبت(توجه) بهداشتي به فعاليتهاي توأم HIV/TB: اين امر شامل آزمايشگاه ، دارو و مراكز مشاوره

· افزايش توانايي برنامه ريزي مديريتي: اين امر شامل طرحهاي توأم، آگاهي دادن و سنجش و بسيج منابع مي باشد.

· طرحهاي آموزشي مراقبت HIV/TB توأم : اين امر شامل طرحهاي توأم براي برنامه قبل از مراقبت ، در حين مراقبت و آموزش پزشكي پيوسته براي فعاليتهاي همزمان HIV/TB براي تمامي پرسنل بخش بهداشت، مي باشد.

· داير كردن شبكه ها و هماهنگي تكنيكي متخصصين منطقه اي مي توانند به منظور فراهم آوردن حمايت تكنيكي، مشخص و حمايت شوند.

9- فعاليتهاي در سطح كشور:

هدف 1: تا پايان سال 2007، تمامي كشورهاي ناحيه مديترانه شرقي مكانيزم هاي كنترل HIV/TB را بايد اجرا كنند.

ý فعال كردن سيستم هماهنگ كننده فعاليت هاي HIV/TB كه در تمامي سطوح مؤثر باشد.

ý گسترش طرحهاي ملي با پايه و اساس براي واكنش ملي به HIV/TB و هويت آگاهي دادن و ارزيابي واكنش به شيوع HIV/TB

ý بسيج منابع براي واكنش ملي به HIV/TB

ý هدايت فعاليتهاي دفاعي براي افزايش تعهد سياسي و يكي ساختن (بسيج كردن) جوامع جهت شركت در اين واكنش.

ý ضمانت مشاركت اعضاي جامعه (بيماران مسلول و PLWHA) در فعاليتهاي توأم HIV/TB.

ý سرپرستي كردن فعاليتهاي HIV و سل و جمع آوري اطلاعات براي مستند سازی

ý مشخص سازي نيازها، طرح و هماهنگ كردن ظرفيت سازي و توسعه سرمايه(منبع) براي اطمينان از پوشش ملي آن

هدف 2: تا پايان سال 2010، تمامي كشورهاي منطقه امكانات كامل شده مجهز و پيشرفته اي را براي پيشگيري و مراقبت از HIV/AIDS و سل خواهند داشت.

ý معرفي تست HIV و امكانات مشاوره براي عمليات برنامه هاي سل، يا داير ساختن وسايل ارتباطي با برنامه هاي HIV براي رسيدن به (تكميل اين هدف).

ý توسعه و معرفي فعاليتهاي شناسايي موارد سل تأييد شده در تست HIV و امكانات مشاوره و درمان و مراكز مراقبت و ساير مجموعه هاي متمركز بر HIV و سل.

ý بر قرار كردن ارتباط بين برنامه هاي HIV و سل به منظور تضمين كردن درمان مناسب كه شامل DOTS، براي افراد مبتلا به هر دو بيماري HIV و TB مي باشد.

ý ضمانت زنجيره(سلسله ) ART، مراقبت و حمايت از افراد PLWHO كه تحت درمان سل هستند و يا آن را كامل كرده اند.

ý تعهد كردن(متعهد شدن) برد وسيعي از فعاليتهاي پيشگيري HIV/AIDS/STI و داروهاي تزريقي بي خطر شده در برنامه هاي سل و بنا نهادن ارتباطات با برنامه هاي HIV/AIDS/STI به منظور دستيابي به اين هدف

ý معرفي مصرف پروفيلاكسي ايزونيازيد در امكانات HIV/AIDS و ضمانت آموزش بيمار درباره اين موضوع

ý تدارك پروفيلاكسي كوتريموكسازول از طريق برنامه هاي HIV/AIDS براي PLWHA واجد شرايط با سل اسمير مثبت

ý ضمانت كنترل سل و HIV در مراقبت بهداشتي و مراكز تجمعي

ý داير كردن سيستم هاي ارجاع بين تست HIV و سرويسهاي مشاوره و درمان سل و امكانات (سرويسهاي) تشخيصي.

هدف 3:

تا پايان سال 2010، تمامي كشورهاي ناحيه شرقي مديترانه، وظيفه نظارت بر HIV/TB خواهند داشت

* هدايت فعاليت هاي نظارتي HIV (نظارت و مطالعات شيوع سرمي) بين بيماران مسلول

* ضمانت تشخيص مناسب مورد مسلول(سل) و تشخيص نتيجه درمان بين PLWHA آلوده به سل

هدف 4:

تا پايان سال 2010، همه كشورهاي منطقه شرقي مديترانه، طرحهاي اجرا شده براي ساختن نهادي حمايت شده و تأمين نيروي انساني براي واكنش كامل به HIV/TB خواهند داشت.

* توسعه طرحهاي توأم براي برنامه هاي سل و HIV و ضمانت مناسب در مراقبت بهداشتي اين فعاليتهاي توأم

* تدارك و فراهم نمودن امكانات بيش از سرويس و در حين سرويس در مكانهاي مختلف كه فعاليتهاي مربوطه به HIV/TB انجام مي دهند.شامل آزمايشگاه، داروها، ساير فعاليتهاي حمايتي است.

* توسعه مكانيزم هايي كه پيوسته به مكانهايي كه خدمات ارائه مي كنند نظارت دارند.به منظور اطمينان يافتن از كيفيت و تداوم آموزشي

10- آگاهي دادن و ارزيابي:

تا زماني كه فعاليت توأم HIV/TB براي رسيدن به مقاصد HIV و سل با هم همكاري مي كنند، چون دليل كافي كه قادر باشد دقيقاً نشان دهد چه طور و تا چه حدي (درجه اي) آنها كمك مي كنند، وجود ندارد. بنابراين شاخص ها و اهداف براي HIV/TB بايد به پوشش و اجراي فعاليت هاي توأم HIV/TB مربوط باشد تا به نرخ هاي HIV/AIDS و سل (جدول 1)

11- نقش WHO:

مشاركت مؤثر و در حال توسعه بين كنترل HIV و كنترل سل براي WHO مقدم است. به علاوه به منظور هدايت مداوم كنترل HIV و سل WHO كشورهاي در حال عمل توأم HIV/TB موثر و رو به توسعه را تقويت و ظرفيت ملي براي اجراي فعاليتهاي همزمان HIV/TB را حمايت خواهد كرد. به خصوص در ناحيه شرقي مديترانه، WHO موارد زير را انجام خواهد داد:

* فراهم كردن هدايت استراتژيك مناسب با خصوصيات اين ناحيه.

* متناسب كردن ابزارهاي جهاني براي استفاده منطقه اي يا افزايش وسايل جديد، در واكنش به نيازهاي كشورها

* توسعه مشاركت ها با تأثير گذاران كليدي كه شامل اعطا كنندگان مي شود.

* حمايت از كشورهاي در حال توسعه استراتژي هاي ملي براي فعاليتهاي توأم HIV/TB

* حمايت از بسيج منابع (سرمايه ها) براي اجراي فعاليتهاي توأم HIV/TB

* فراهم نمودن حمايت تكنيكي مخصوص براساس نيازهاي كشور

* سازماندهي رويدادهاي(اتفاق هاي) ساخت ظرفيت منطقه اي و تسهيل مشاركت كشورها در موقعيت هاي ساخت ظرفيت جهاني

* فراهم نمودن حمايت تكنيكي(فني) در نظارت(مراقبت)، تحقيق و اطلاع رساني و ارزيابي

شاخص هاي منطقه اي

شاخص هاي سطح كشور

منطقه برنامه

- تعداد كشورهايي كه مكانيزم هاي كاري (عملي)توأم را ايجاد كرده اند.

- تعداد كشورهاي با سياست هاي روشن تصويب شده براي واكنش همزمان به HIV/TB

- تعداد كشورهاي با آگاهي تكميل شده و طرحهاي ارزيابي پيشرفته(توسعه يافته)

- تعداد كشورهاي با امكانات در دسترسي براي كار HIV/TB توأم

- سرمايه هاي(بودجه هاي) در دسترسي با عنوان درصدي از سرمايه هاي مورد نياز(طراحي شده) براي فعاليتهاي توأم HIV/TB

- تعداد كشورهاي با تعهد روشن براي اداره ارتباط هاي ميان HIV و سل

- تعداد كشورهاي با تست HIV و سرويسهاي مشاوره داير شده با رجوع داده شده به سرويس تسهيلات سل

- مكانيزم هاي هماهنگ كننده HIV/TB داير شده توسط نمايندگان تأثير گذار در واكنش به سل و HIV

- طرحهاي كاري توأم HIV/TB كه برا

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

راه اندازی مرکز MMT (درمان نگهدارنده بامتادون)

مصرف هروئین وکریستال همراه بامخاطرات بسیاری  برای فرد وجامعه است بسیاری ازمعتادان به مواد افیونی قادر نیستند علیرغم درمان های مختلف به وضعیت پرهیز مداوم دست یابند ودرصورت نبود درمان محافظت کننده ناگزیر به ادامه حیاتی خواهند بود که تاآخر عمر تنها حول محور تهیه ومصرف مواد دور می زند.

درمان نگهدارنده بامتادون فواید زیر را به همراه دارد:

ý مصرف مواد غیر قانونی راکاهش می دهد.

ý زندگی بیمار راثبات می بخشد.

ý مصرف خودسرانه داروها راکاهش می دهد.

ý ازارتکاب اعمال غیرقانونی می کاهد.

ý رفتارهای پرخطر به خصوص تزریق مشترک که باخطر ایدزوهپاتیت همراه است راکاهش می دهد.

ý بیماری ومرگ ومیر ناشی ازمواد راکاهش می دهد.

درمان نگهدارنده بامتادون هرچند خود نوعی وابستگی به این داروهاست اما مساوی بااعتیاد تلقی نمی گردد زیرا فرد به سبب مصرف منظم این داروها از دور باطل ( مصرف نشئگی -خماری - جستجوی مواد ) رها می شود این رهایی برگشت مجدد فرد به جامعه ومعطوف ساختن توان فرد به سایر زمینه ها راامکان پذیر می کند.

اهداف درمان بامتادون عبارتنداز بازگرداندن بیمار به یک زندگی عادی ویاری به جذب مجدد وی درجامعه ونگاه داشتن بیمار دردرمان تا زمانی که وی ازآن سود می برد.

ازابتدای سال 1387 مرکز متادون تراپی درمرکز بهداشت شماره یک شهرستان مشهد راه اندازی گردیده است .

* ادرس : آب وبرق – نودره – صابر2 – پلاک 616- وابسته به مرکز بهداشت شماره یک – تلفن : 38640956

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

 
 
مرکزبهداشت شماره 1 >
 
 
 

 

ویژگیهای انسان سالم از دیدگاه  روانشناختی
 

برای بررسی بهداشت روان باید با ویژگیهای انسان سالم ازنظر روانی آشنا شد . سلامتی روان فقط عدم بیماریهای روانی در فرد نیست بلکه رفاه کامل فرد از بعد جنبه های عاطفی ، روانی ، انطباق پذیری فرد با مشکلات زندگی و تعامل با اجتماع می باشد برای اینکه ببینیم ا فراد از جنبه روانی ،عاطفی چقدر سالم هستند می توان با بررسی و مطالعه سالمترین شخصیت ها دریابیم که تا چه حدآنها توانسته اند توانائیهای خود را در این بعد رشد دهند.

در همه انسانها استعداد بالقوه برای کمال و سلامتی روان از بدو تولد وجود دارد . اما اینکه استعداد بالقوه آدمی تحقق می یابد یا خیر به نیروهای فردی و اجتماعی بستگی دارد که شکوفایی آنرا می پروراند یا باز می دارد . هر چند که تجربه های نا مطلوب دوران کودکی می تواند بر شخصیت آدمی اثر بگذارد اما انسان قربانی درمان ناپذیر این تجربه ها نیست و می تواند با تغییردادن جنبه های شخصیتی خود کمال یافته و به سطوح عالی بهداشت روان برسد .

خصوصیات فرد سالم از نظر روانی عبارتند از :

_- داشتن ادراک صحیح از واقعیات : آنها واقعیات پیرامون خود و جهان را آنگونه که می خواهند یا نیاز دارند نمی نگرند بلکه همانگونه که هست می بینند داوری آنان نسبت به سایرین دقیق است و انسانها را به صورت سیاه ، سفید و خوب، بد تقسیم نکرده بلکه افراد را به صورت کلیتی می بینند که دارای نقاط قوت و ضعف می باشند و به همین سبب احساسات آنها از ثبات بیشتری برخوردار بوده و در دو طیف عشق افراطی و تنفر در نوسان نیست .آنها در مورد سایرین سریع قضاوت نکرده و بر داوری و ادراک عاری از تعصبات و پیشداوری خویش متکی هستند همانگونه که پیامبر (ص) در نیایش خویش فرموده اند : "اللهم ارنا الاشیاء کماهی

خداوندا اشیاء را همانگونه که هستند به ما بنما "

در حالیکه شخصیت های ناسالم جهان را با قالب های ذهنی خود که سرشار از ترسها، کمبودها ونیازهای ارضاء نشده خود دیده و تعامل آنان نیز با سایرین و جهان پیرامون خود مبتنی بر این باورهایشان می باشد .

_- پذیرش کلی خود ، دیگران و طبیعت : افراد سالم نقاط قدرت و ضعف خویش را بدون نگرانی می پذیرند آنها باور دارند که همه انسانها دارای معایب و ضعف هایی هستند اما از این بابت احساس شرمساری و گناه نمی کنند. از انتقاد نمی هراسند واز تعریف دیگران نیز دچار غرور نمی شوند

آنان خود را جزئی از طبیعت پیرامون خود می دانند و به همین سبب نظم طبیعی هر پدیده از جمله انسان را قبول دارند و خود را ناگزیر برای خوب جلوه دادن یا وارانه نشان دادن نمی بینند . این افراد خود را در پس نقابها یا نقش های اجتماعی پنهان نکرده و با خودشان در جنگ و دعوا نیستند و احساسات و تمایلات نفسانی خود را بدون حالت دفاعی و شرمساری می پذیرند . در برابر عیب ها و نقاط ضعف دیگران صبور وشکیبا هستند .همانگونه که امام علی (ع) فرموده اند: " کسی که درخت شخصیت او نرم و بی عیب باشد شاخ و برگش فراوان است " .

در حالیکه در افراد ناسالم احساس گناه ، شرم ، ترس وخشم آنها را درمانده کرده به نحوی که وقت و انرژی شان را از امور سازنده و لذت بخش منحرف می سازد .

- خود انگیختگی ، سادگی و طبیعی بودن : این افراد در همه جنبه های زندگی خود به شیوه ای بدون تظاهر و ریا رفتار می کنند آنها ناگزیر به پنهان کردن احساسات و هیجانات خویش نیستند و صادقانه آن را نشان می دهند، هر چند که ملاحظه سایرین را می کنند و در بروز احساسات خود نسبت به دیگران احترام آنان را نیز رعایت می نمایند . در واقع آنان روی هیجانات خود کنترل دارند و هنگام ابراز آن نیز کنترل خود را از دست نمی دهند.کلا" این افراد عصیانگر و نامتعارف نیستند و به قوانین اجتماعی احترام می گذارند اما در موقعیتهایی که سر فرود آوردن در برابر عرف اجتماعی با اصول انسانی تداخل پیدا کند در مقابله با آن قواعد تردید نمی ورزند .

- متعهد بودن به کار ، حس وظیفه شناسی ، عشق ورزیدن به کارو کمک به همنوع : افراد سالم کارشان همان چیزی است که جایگاه آنان را در کل طبیعت مشخص می سازد و به آن به دیده وسیله ای برای امرار معاش نمی بینند این افراد با کار خود فرا نیازهای خویش را برآورده می سازند مثلا" هنرمند به دنبال زیباییها ، کارگر به دنبال ارتقاء سطح زندگی جامعه ، معلم به دنبال رشد و بالندگی دانش آموزان و....می باشند .کار برای آنان یکنواخت و طاقت فرسا نیست و انجام آن لذت بخش می باشد

- نیاز به خلوت و استقلال : آنان با اینکه از تماس با دیگران پرهیز نمی کنند اما به دیگران نیز وابسته نبوده و برای کسب رضایت به دیگران متکی نیستند . آنها رفتار و احساساتشان از خودشان است ، خودشان برای زندگی خود تصمیم می گیرند و به نظام اعتقادی خودشان پایبند هستند، حال آنکه افراد ناسالم شدیدا" به دیگران وابسته اند و نقطه نظر بقیه برای آنان بسیار مهم است که آنان او را چگونه ارزیابی می کنند آنها افرادی هستند که مطابق الگویی که والدین یا سایرین برای او تدارک دیده اند عمل نموده و تصویری که از خود دارند فقط بازتابی از نظرات سایرین است نه حاصل رشد و تکامل مستقل خود "من هستم به شرط وجود دیگران ، در غیر این صورت وجود ندارم "

- اتکا به منابع درونی خود: افراد سالم در برابر استرسهای محیطی بیشتر به توانمندیهای خود متکی اند تا به منبع بیرونی ،آنها وقایع را فاجعه آمیز تلقی نکرده چراکه خود را در برابر وقایع توانمند می بینند. حال آنکه افراد ناسالم شدیدا" به دنیای بیرون و دیگران وابسته اند حال اگر وقایع زندگی او را تهدید کند بدون دیگران از چنین فردی چه کاری ساخته است ؟ هر چه اتکای فرد به دنیای بیرون و دیگران بیشتر باشد وقایع تهدید کننده برای آنان بیشتر وحشت انگیز و غیر قابل کنترل است .

- تازگی مداوم تجربه های زندگی : افراد سالم هر روزشان با روز گذشته متفاوت است به فرموده امام علی (ع) :"هر کس که دو روزش یکسان باشد زیانکار است "این افراد نیز سعی می کنند که از همه دنیا به تازگی همان اولین تجربه اشان لذت ببرند تجربه آنها از شادمانی رفتن به مهمانی و مسافرت نیست بلکه آنان از چیزهای بسیار کوچک و جزیی شاد می شوند " نسیم ملایم ، بوی باران ، عطر گل، جیک جیک پرندگان ....."

- داشتن تجربه های عارفانه : افراد سالم گاه حالت وجد و سروری همچون تجربه های ژرف عارفان را تجربه می کنند که در آن شخص احساس منفرد بودن ، عشق به معبود و لمس او با تمام وجود را دارد .

- نوعدوستی : همدلی و محبت نسبت به سایرین ، داشتن روابط عمیق عاطفی با دیگران، هر چند که این افراد دوستان اندک دارند اما دوستی های آنان استوارتر است آنها اغلب با کسانی که ارزشهای مشترکی دارند دوست هستند .  عشق در آنان متفاوت از یک رابطه صرف جنسی می باشد در واقع عشق در اینجا ارج نهادن به رشد و کمال دیگری است . این افراد در برابر همه مردم صرف نظر از اختلاف عقیده یا سیاسی ، دینی ، نژاد و رنگ آنان پذیرا هستند و بندرت متوجه این تفاوتها می شوند . آنها خود را نمی گیرند و به خود مغرور نمی شوند و دوست دارند از هرکسی چیزی بیاموزند . و برای هر فردی بخاطر توانمندیها و ویژگیهای منحصر به فردش ارزش قایل هستند

- پایبندی به ارزشهای اخلاقی : افراد ناسالم به اقتضای موقعیت میان ارزشهای درست و نادرست دچار نوسان می شوند نسبت به اعمال نادرست دیگران شدیدا" واکنش نشان می دهند ولی اگر خود در آن موقعیت قرار گیرند همان رفتار را انجام می دهندبرعکس افراد سالم دارای معیارهای مشخصی هستند به اصولی اخلاقی معتقد هستند در هیچ موقعیتی آنرا رها نمی کنند.

- حس طنز مهربانانه : افراد سالم عبوس نیستند و از بکار بردن نکات طنزی که در آن پندهای اخلاقی نهفته است غفلت نمی ورزند . طنز آنا ن از نوع طنز هایی که در آن به شخصیتهای قومی ، تحقیر سایرین، مسایل جنسی و خصمانه می پردازند نمی باشد بلکه طنزهای فیلسوفانه می باشد که علاوه بر خنداندن نکته ای در آن وجود دارد .

-آفرینندگی ، خلاقیت و نو آوری : شیوه ادراک و طرز واکنش آنان نسبت به جهان عاری از تعصب بوده و فقط از یک سوراخ به دنیا نمی نگرند بلکه به پدیده های پیرامون خود از زوایای گوناگون می نگرند. آنها تخیلی ساده و صمیمی همچون کودکان دارند یعنی نگرشی بی تعصب و مستقیم به امور و در حل مشکلات زندگی همیشه به راه حلهای گوناگون فکر می کنند .

مرضیه وطن خواه

 

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی مرکز بهداشت شماره یک مشهد

 
 
 

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

مرکزبهداشت شماره 1 > 

نويسنده : دكتر حسين خوبان

نگاهي علمي  به مصرف مهمترين سبزيجات خوراكي

با توجه به شرايط آب و هوايي مناسب  تمامي قسمتهاي كشور عزيزمان ايران و افزايش بيش از پيش فرهنگ جامعه و توجه وافر آحاد به مقوله
 
سلامت ، مخصوصاً تغذيه سالم و با عنايت به اهميت مصرف سبزيجات و قرارگرفتن اين مواد بهشتي و آسماني در رژيم غذايي مردم و از طرفي
 
نياز پرسنل بخش سيستم بهداشتي به آگاهي و اطلاعات كافي در خصوص مزايا و مضار سبزيجات فصل و نيز تقارن فصل بهار و تابستان برآنيم تا در
 
جهت افزايش سطح علمي همكاران محترم اطلاعاتي را كه برگرفته از منابع علمي مي باشد در اختيار شما قرار گيرد .
 
استفاده از ميوه ها و سبزيجات يكي از بهترين شيوه هاي دستيابي به شادابي ، سلامت و تعادل جسمي است ، چون اين مواد داراي املاح
 
معدني و ويتامين هاي اختصاصي كه بسيار براي بدن ضروري است هستند و به ندرت در ساير مواد غذايي يافت مي شوند . همچنين به دليل
 
داشتن مقدار زيادي فيبر اجابت مزاج را آسان و دفع مواد زائد بدن را افزايش مي دهد .
 
بشر امروز به دليل زندگي ماشيني و عدم تحرك كافي و استفاده بيش از حد پروتئين و چربي هاي حيواني و همچنين مصرف زياد از حد شيريني
 
، آرد هاي سفيد ، برنج هاي بدون سبوس روز به روز حركات دودي روده خودد را كمتر كرده و عدم دفع مواد زائد بدن را موجب مي شوند . به
 
همين سبب استفاده از يك رژيم فيبري سبزيجاتي كمك شاياني به او مي نمايد . همچنين سبزيجات از نظر انرژي منبع فقيري هستند و اغلب
 
آنها از هر صد گرم 5 تا 10 كيلو كالري انرژي فراهم مي سازند و به علت كالري كم ، اشتها را كم كرده و يكي از بهترين درمان كنندگان چاقي
 
مي باشند . بيشتر سبزيجات داراي كلسيم و آهن فراوان هستند ( جدول زير مقايسه بين كلسيم ، آهن ، ويتامين A در شير و سبزيجات معروف
 
خوراكي صورت گرفته است .
 

شرح نمونه

كلسيم

( ميلي گرم در 100 گرم )

آهن

( ميلي گرم در 100 گرم )

ويتامين A

( ميلي گرم در 100 گرم )

شير بز

6/133

049/0

3/55

شير گاو پاستوريزه

7/121

049/0

4/61

پونه ( خشك )

2628

50/3

258

جعفري تازه

7/136

2/6

520

تره كوهي ( خشك )

1276

15/49

162

ترخون تازه

9/169

7

59/62

شنبليله

6/126

5/33

807

ريحان تازه

160

60/2

432

استخراج و مقايسه از جدول تركيبات مواد غذايي ايران – جلد اول ، مواد غذايي خام از انتشارات انستيتو علوم تغذيه و صنايع غذاي ايران – شماره 131 تهران

تمام سبزيجات مقاديري از ویتامين هاي گروه B را دارند همچنين برگ سبزيجات منبع مناسبي از ريبوفلاوين است و يكي از مواد مهم سبزيجات
 
بتا كاروتن ( پيش ساز ويتامينA ) ، اسيد اسكوربيك ، اسيد فوليك است كه هر كدام از مواد مذكور به نوبه خود براي سلامتي مفيد هستند .
 
چون غلات و حبوبات از اين ويتامين ها فقرند مصرف توام غلات ، حبوبات و سبزيجات توصيه مي شود .

قبل از مصرف سبزيجات توجه به چند نكته ضروري است .

 

1 – با توجه به آبياري بسياري از سبزيها در شهر و روستاها با فاضلاب خام ( اين كار توسط وزارت بهداشت ممنوع اعلام شده ) و امكان آلودگي سبزيجات به انواع ميكروبها و عوامل بيماري زا ضد عفوني و گند زدايي سبزيجات بايد برابر دستورالعمل هاي استاندارد مد نظر قرر گيرد .

2 – هر چه سبزيجات تازه تر باشند مواد معدني و ويتامين آن جهت هضم و جذب مناسب تر خواهد بود .

3 – هر چه سبزيجات جوانتر باشد به دليل نوع سلولز آن قابل هضم تر و مواد معدني و غذايي آن راحت تر در اختيار بدن قرار مي گيرد .

4 – سبزيجات را بهتر است خام و تازه مصرف كرد چون مقدار زيادي از مواد مفيد آن با پختن از بين مي رود .

5 – در صورتي كه تصمیم داريم سبزيجات را پخته مصرف كنيم بايد آنها را با درجه حرارت كم و به مدت طولاني طبخ نمائيم .

با توجه به موارد فوق چنانچه مردم كشور آموزش ببينند تا هر خانواده در خانه خود به اندازه مصرف روزانه سبزي خوردن در باغچه منزل پرورش دهند تا از هر لحاظ سالم و در دسترس باشد و چنانچه منزل آپارتماني مي باشد مي شود در تراس منزل از جعبه هاي چوبي يا گلدانهاي سفالي استفاده نمود.

سبزيجات خوراكي به پنج دسته تقسيم مي شوند :

1 – آنهايي كه برگهاي سبز دارند مانند اسفناج – كاهو – جعفري و ..

2 – آنهايي كه ريشه ماکول دارند مانند چغندر – هويچ شلغم

3 – آنهايي كه ميوه مانند هستند مثل خربزه – خيار – كدو – بادمجان

4 – جوانه ها مانند مارچوبه – كلم – كنگرفرنگي

5 – آنهايي كه پيازي هستند مثل پياز – سير – موسير و ...

كه در اين مقوله فقط تعدادي از سبزيجات كه برگهاي سبز دارند و بيشتر مصرف مي شوند را مورد بررسي قرار خواهيم داد .

اسفناج : ( oleracea Spinacia )

اسفناج تازه داراي 93 درصد آب ، مواد آلبومينوئيدي ، مواد چرب ، مواد قندي كلروفيل ، ليستين ، سكرتين ، يد ، فسفر ، آهن ، املاح پتاسيم ، كلسيم و اكسالات مي باشد .

خواص تغذيه اي و درمان :

از قديم الايام عقيده مردم بر اين بوده است كه اسفناج از نظر ارزش غذايي بر ساير سبزيها ترجيح دارد زيرا مقدار درصد مواد ازته و هيدروكربنه آن زياد است .

اسفناج به علت دارابودن آهن ، فسفاتها و كلروفيل ، براي مبتلايان به كم خوني و همچنين كساني كه به علت حوادث ، خون زياد از آنها دفع شده باشد ، اثر مفيد ظاهر مي كند با مصرف اسفناج سهولت دفع مواد از روده بزرگ به خوبي فراهم مي شود .

اسفناج به علت دارابودن سكرتين اثر نيرودهنده بر روي ترشحات معده ، روده و لوزالمعده داشته ، ترشحات صفرا را افزايش مي دهد و حركات دودي شكل روده را تقويت مي كند و چون داراي ويتامين A ، B ، C ، D مي باشد براي جبران كمبود ويتامين هاي مذكور در بدن يكي از بهترين سبزيجات مي باشد .

با آنكه غذاهاي ساده اي كه با اسفناج تهيه مي شود زياد لذت بخش نيست ، معهذا مصرف آن در تغذيه كودكان به عنوان غذاي كامل دوره نقاهت ، رفع كم خوني و كم خوني دختران جوان ، بيمارهاي حاد ، بيماريهاي مقاوم پوست ، اسكوربوت و همچنين به عنوان تقويت اعصاب براي كساني كه كارهاي فكر دارند توصيه مي شود .

همچنين مصرف اسفناج پخته در طب عوام براي رفع سرفه هاي خشك ، آسم ، گرفتگي صدا ، يبوست ، قولنج هاي كبدي ، رماتيسم و كمي ترشحات شير معمول است .

اما : اسفناج نبايد براي بيماران مبتلا به ورم مفاصل و سنگهاي صفراوي مصرف گردد چون اكسالات آن كسالت بيماران را تشديد مي كند همچنين اكسالات مذكور از جذب تمامي آهن موجود در اين سبزي جلوگيري مي نمايد .

جعفري : ( Crispum Petroselinum )

جعفري از سبزيهاي خوشمزه ، معطر و مفيد است كه مورد توجه همه مردم است و در اغذيه مختلف از آن استفاده مي شود و داراي ويتامين A ، B ، C و عناصر مصرفي مختلف از جمله آهن مي باشد . علاوه بر مصارف تغذيه از اين گياه جهت اثر قاعده آوري و تب بري آن استفاده مي شده است همچنين جهت حذف لكه هاي صورت در زمان حاملگي و شفافيت پوست از آن به عنوان دم كرده و بخور استفاده مي نمايند .

مصرف عمده آن به همراه ساير سبزيجات خوراكي به جهت داشتن ويتامين آهن ، كلسيم و عطر مناسب ، فيبرفراوان بسيار مفيد مي باشد .

ترخون : ( Artemisia Dracunsulus )

ترخون گياهي است معطر كه برگ و سر شاخه هاي جوان آن از قديم بصورت خام مورد استفاده قرار مي گرفته است ، طعم آن در حالت تازه تند و كمي تلخ و بوي آن مطبوع است .

اسانس آن براي مزه دار كردن برخي از اغذيه مرسوم است . اين گياه علاوه بر اينكه به عنوان سبزي خوردن مورد استفاده قرار مي گيرد به عنوان اشتها آور ، مقوي معده ، مدر ، ضد اسكوريت و به طور خفيف ضد كرم و قاعده آور مصرف مي شود.

در طب عوام از آن براي رفع درد مفاصل ، رفع سكسكه ، بلع هوا و درمان قاعدگي هاي دردناك استفاده مي شود . در كتب علمي جديد بر خلاف اظهار نظرهاي ضد و نقيض براي كنترل سلولهاي سرطاني مفيد ارزيابي شده است .

تره : ( Allium porum )

تره را از قديم مصريان و يونانيان و روميان به مصارف تغذيه اي مي رسانده اند و چون از سبزيهاي سهل الهضم است و به علاوه طعم وبوي آن ملايم تر از سير و پياز مي باشد در هر عصري مورد توجه مردم بوده است .

مصرف آن براي مبتلايان به سوء هاضمه ، چاقي ، درد مفاصل ، نقرص ، تصلب شرائين و يبوست دائمی توصيه گرديده است به علاوه غذاي مناسبي براي مبتلايان به تحريك معده و روده است ( IBS ) تره به طور تازه و خشك در غذاها مصرف مي شود . مقادير زيادي آهن ، ويتامين B1 و B2 را بصورت توأم دارد . تره از نظر ويتامينA فقير است ولي كاروتن در قسمتهاي سبز آن موجود مي باشد. تره عليرغم اينكه سريع العضم و مقوي هاضمه است ولي به دليل داشتن سلولز فراوان در كساني كه سابقه نفخ وبواسير دارند بايد با احتياط به همراه غذاهاي ديگر و به مقدار كمي مصرف شود .

سوپ غني شده با تره داراي اثرات ، خلط آوري ، دفع كننده سنگ كليه مي باشند . در صورتي كه تره تازه را به محل گزش حشرات مخصوصاً زنبور عسل مالش دهنده درد تسكين مي يابد . تره پخته شده بصورت پماد جهت سرباز كردن آبسه ها و دمل هاي چركين بسيار مفيد است .

شويد : ( Anethum Yravelens )

شويد گياهي است كه بصورت تازه و يا خشك با انواع اغذيه مصرف مي شود و علاوه از عطر و طعمي كه به غذا مي دهد به دليل داشتن موارد موثره بسيار مورد توجه بوده است .

سرشاخه هاي تازه گياه و ميوه آن ثر نيرودهنده ، مقوي معده ، هضم كننده غذا ، بادشكن ، مدر ، ضد تشنج ، رفع استفراغ ، آرام كننده و زياد كننده شير مي باشد همچنين با تحقيقات جديدي كه به روي اين گياه صورت گرفته اثرات فوق العاده مفيد پائين آورنده كلسترول و تري گليسريد خون آن مشخص گرديده است و نيز اسانس شويد اخيراً در فراورده هاي ضد نفخ كودكان مورد استفاده قرار گرفته است .

شاهي ( ترتيزك ) ( Lipidium sativum )

شاهي يكي از ديگر از سبزيهايي است كه اختصاصاً تازه و خام بصورت سبزي خوردن مصرف مي شود و به دليل داشتن تركيبات يد ، آهن ، فسفات ، و ساير مواد معدني و سلولز براي مصارف انساني بسيار مفيد است . برگ و ساقه جوان آن در حالت تازه طعم ، تند و مطبوع شبيه بولاغ اوتي دارد . گلهاي آن داراي عطر ملايم و موم زنبور عسل است . ترتيزك اثر ضد اسكوربوت قوي دارد به عنوان اشتها آور ، مدر و تصفيه كننده خون بكار مي رود . مصرف اندام هوايي گياه مخصوصاً دانه آن به عنوان مقوي معده ، خلط آور وقاعده آور توصيه مي شود.

طبق بررسيهاي جديد صورت گرفته ترتيزك به علت داشتن اثر بازكنندگي عروق در تصلب شرائين و آنژين موردي بسيار مفيد ارزيابي شده است .

ريحان : ( Ocimum Bosilicum )

اين گياه از قديم بومي ايران و افغانستان بوده و آن را در مصر نيز پرورش مي داده اند ، بعداً يونانيان و سپس روميها پي به وجود آن بردند . اين سبزي معطر بصورت خام و در كنار بسياري از غذاها مصرف مي شود

مصرف اين گياه اثرات ضد تشنج ، نيرودهنده ، مقوي و مدر مي باشد و براي رفع سردردهاي يكطرفه ، سردردهاي عصبي و تقويت دستگاه گوارش مفيد مي باشد . ريحان زياد كننده ترشحات شير و از اين نظر از قديم مورد توجه بوده است .

جوشانده ريحان جهت رفع آفت دهان و داروي موثر در رفع التهابات دستگاه مجاري اداري مي باشد. چنانچه چند برگ از ريحان درون يك فنجان آب جوش قرارگيرد و سپس با عسل شيرين شود قبل از خواب بسيار آرام بخش و براي رفع بيخوابي موثر است .

 

در پايان :

هماهنگونه كه مشاهده نموديد اين هديه هاي آسماني هر كدام منابع عظيمي از نعمات را بصورت ريز مقوي با خود همراه دارند و چنانچه مرتب مصرف شده و جايگاه خود را در زندگي ما انسانها پيدا كنند كمپلكسي از بيماريهاي شناخته شده و ناشناختة ما را درمان خواهند نمود و چون در بدن ما از جمله بيماريهاي خود ساخته جلوگيري بعمل خواهد آورد .

منابع :

گياهان دارويي استاد دكتر زرگري چهارجلد

رژيم هاي درماني رژ كرفن

مقالات اولين سمينار گياهان دارويي شيرازي